خلاصه داستان: سه فضانورد کماستعداد در یک پایگاه شبیهسازیشده در صحرا تلاش میکنند تا صلاحیت خود را برای اعزام به اولین ماموریت ماه ثابت کنند. آنها در این مسیر با تنهایی، چالشهای فنی خندهدار و تضادهای درونی مواجه میشوند.
خلاصه داستان: یک استاد زبانشناسی مغرور شرط میبندد که میتواند با آموزش آداب معاشرت و لهجه اشرافی به یک دختر گلفروش ساده، او را به عنوان بانویی متمایز وارد جامعه کند؛ اما این آزمایش اجتماعی با چالشهای عاطفی غیرمنتظرهای روبرو میشود.
خلاصه داستان: پروفسور کوئینسی آدامز واگستاف، رئیس جدید کالج هاکسلی، برای موفقیت تیم فوتبال دانشگاه به اشتباه دو مرد دستوپاچلفتی و بامزه را به عنوان بازیکن استخدام میکند. حضور این دو نفر در تیم، ماجراهای کمدی و پر هرجومرجی را رقم میزند که سرنوشت مسابقه بزرگ فوتبال را به شکلی خندهدار تغییر میدهد.
خلاصه داستان: مرد جوانی به نام «فریندلس» پس از ناکامی در زندگی شهری، راهی غرب وحشی میشود و در یک مزرعه مشغول به کار میگردد. او در آنجا دوستی عمیق و عجیبی با یک گاو به نام «چشم قهوهای» آغاز میکند و در نهایت تلاش میکند تا گلهای از گاوها را از خطرات نجات داده و به مقصد برساند.
خلاصه داستان: یک دختر ثروتمند و بیپروا پس از اینکه پدرش به دروغ ادعا میکند ورشکسته شده، مجبور به کار کردن میشود. او در فرانسه با مردی مرموز آشنا میشود که رابطهشان با سوءتفاهمها و چالشهای فراوانی روبرو میگردد، اما در نهایت عشق راه خود را پیدا میکند.
خلاصه داستان: دکتر نابرگر، بدترین روانپزشک جهان، به همراه یک دانشجوی روانشناسی به نام گریگ وارد سفری پر از شوخی و اتفاقات غیرمنتظره میشود. در این مسیر، هر بیمار جدیدی که به آنها مراجعه میکند، عجیبترین و فراموشنشدنیترین جلسات درمانی تاریخ را تجربه خواهد کرد.
خلاصه داستان: کالندر پس از تاسیس شرکت سینمایی خود، با رفیق قدیمیاش وفا همراه میشود تا طلای پنهانی را از چنگ فیزا، یک تاجر ثروتمند و شیفته فضا، بیرون بکشد. اما این مسیر پر از رقابتهای تجاری، توهمات فضایی و چالشهای پیچیده و کمدی است که آنها را به دردسر میاندازد.
خلاصه داستان: پس از یک بحث داغ میان چهار زوج، بازی دیوانهواری بین دختران و پسران آغاز میشود که در آن باید نقشها و کارهای یکدیگر را تقلید کنند. اما این چالش به ظاهر ساده، به سرعت از کنترل خارج شده و آنها را وارد موقعیتهای پیچیده، خندهدار و غیرمنتظرهای میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۴ در نیوزلند، پسری سوگوار با گروهی از راهبان عجیب و سرکش در صومعهای در آستانه تعطیلی همراه میشود. آنها برای نجات خانهشان، سفری جادهای، پرماجرا و کمدی را آغاز میکنند که ایمان، امید و دوستیشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خانواده ایرلندی-آمریکایی فینگان برای برآورده کردن آخرین آرزوی پدرشان به ایرلند سفر میکنند تا خاکستر او را در یک زمین گلف معروف پخش کنند. این سفر که با درگیری و رقابت میان دو برادر آغاز میشود، به هفتهای غیرمنتظره از پیوند دوباره و صمیمیت خانوادگی تبدیل میگردد.