خلاصه داستان: سرهنگ ویجای منون پس از سالها پسر ربودهشدهاش را مییابد، اما او اکنون به یک شبهنظامی افراطگرا تبدیل شده است. در حالی که مادر برای نجات فرزندش تلاش میکند، پدر میان عشق پدری و وظیفه نظامیاش در برابر یک بمبگذاری بزرگ گرفتار میشود. این تقابل خانوادگی به جدالی خونین میان وفاداری و خیانت بدل میگردد.