خلاصه داستان: جیل، نانوای جوانی که در غم از دست دادن خواهرش ایزابل سوگوار است، برای تسکین خود به شماره قدیمی او پیامهای صوتی صمیمانهای میفرستد. او نمیداند این شماره اکنون به مردی به نام وس واگذار شده که با شنیدن این پیامها شیفته او میشود و تصمیم میگیرد برای دیدنش راهی سفری غیرمنتظره شود.