خلاصه داستان: روان یو، رماننویس جوانی که متهم به سرقت ادبی شده، برای حل پروندهاش به سراغ یک وکیل مالکیت فکری میرود که از قضا کراش دوران دبیرستان و الهامبخش قهرمان رمان اوست. این همکاری غیرمنتظره، احساسات قدیمی و خاموششدهی آنها را دوباره بیدار کرده و شانس دومی برای یک عشق به تعویق افتاده رقم میزند.