خلاصه داستان: مادای شش ساله به همراه والدینش از یوگسلاوی به دانمارک مهاجرت میکند تا زندگی بهتری بسازد، اما مواجهه با زبان و فرهنگ جدید آنها را با چالشهای سختی روبرو میکند. سالها بعد، او به موفقیت میرسد اما همواره درگیر تضاد میان زندگی شاد امروزش و غم دوری از گذشته و هویت واقعیاش است.
خلاصه داستان: ون شوایه، دانشآموزی که به خاطر ظاهرش مدام مورد آزار قرار میگیرد، پس از انتقال به مدرسهای جدید متوجه میشود که صاحب دو جسم متفاوت شده است؛ یکی خوشتیپ و عضلانی برای روزها و دیگری جسم اصلیاش برای شبها. او حالا باید با این هویت دوگانه، چالشهای اجتماعی و تبعیضهای ظاهری جامعه دستوپنجه نرم کند.