خلاصه داستان: تاکاو، دانشآموزی که در شهر کوچک خود احساس خفگی میکند، در یک لحظه غفلت لباس ورزشی دختر موردعلاقهاش را میدزدد؛ اما همکلاسی مرموزش، ناکامورا، مچ او را میگیرد. ناکامورا با تهدید فاش کردن راز، او را وارد قراردادی تاریک و اجباری میکند که زندگی تاکاو را میان عشق، گناه و فروپاشی روانی معلق میسازد.