خلاصه داستان: لورنتس، کارمند ساده و شاعری آرمانگرا، پس از مواجهه با زنی مرموز، دچار عشقی وسواسگونه و جنونآمیز میشود. این شیفتگی دستنیافتنی، او را به ورطه بدهی، جنایت و نابودی خانوادهاش میکشاند تا اینکه پس از آزادی از زندان، تلاش میکند با نوشتن داستان زندگیاش از سایه این شبح رها شود.