خلاصه داستان: در روستای آرامی در کوههای آپالاتچی، یک خبرنگار جوان برای بررسی داستانهای محلی میآید. او به طور غیرمنتظره با یک خانواده بومی آشنا میشود که در حال مبارزه با شرکتهای استخراج زغال سنگ هستند. او با شنیدن داستانهای آنها و مشاهده تأثیرات مخرب استخراج زغال سنگ بر زندگی آنها، تصمیم میگیرد تا در مبارزه آنها علیه این شرکتها شرکت کند. در طول این مسیر، او با چالشهای اخلاقی و شخصی روبرو میشود و در نهایت باید تصمیم بگیرد که آیا باید حقیقت را برای جلب توجه عمومی فاش کند یا خانوادهای را که دوست پیدا کرده حفظ کند.
خلاصه داستان: در روستای کوچکی در آمریکا، یک کشیش جوان با هدف بازسازی کلیسای قدیمی و احیای روحانی جامعه، به سر میبرد. اما او به زودی با مخالفتهای شدید ساکنان روستا مواجه میشود که به دلایل مختلفی مایل به حفظ سنتهای قدیمی هستند. در این بین، وقایع مرموزی رخ میدهد که باعث میشود روابط میان افراد جامعه تضعیف شود و تنشهایی ایجاد شود. کشیش باید با استفاده از حکمت و صبر، تلاش کند تا نه تنها کلیسا را بازسازی کند، بلکه صلح و آرامش را نیز در روستا برقرار سازد.