خلاصه داستان: امیلیا، دختری جوان، توسط جف و زن او کمپتون ربوده میشود و سالها در یک جعبهای در زیر زمین زندانی میماند. جف او را تحت کنترل روانی قرار میدهد و او را مجبور میکند به عنوان برده و همچنین به عنوان خدمتکار جنسی برای خود و همسرش کار کند. در طول این مدت، امیلیا تلاش میکند تا از این وضعیت ناجور خلاص شود و خود را نجات دهد.