خلاصه داستان: در دنیایی تاریک و اسرارآمیز که توسط باران بیپایان در بر گرفته شده، دخترکی جوان با موهای سفید و چشمانی بینور، از یک تخم مرغ بزرگ و درخشان مانند گنجینهای گرانبها محافظت میکند. او در شهری متروک و خالی از سکنه زندگی میکند که تنها ساکنانش مجسمههای سنگی غولپیکر و سایههای مرموز هستند. زندگی یکنواخت او با ظهور مردی اسلحهبهدست و مرموز که به دنبال پاسخ سوالات فلسفی خود است، دگرگون میشود. مرد که خود را درگیر پرسشهایی درباره وجود، ایمان و ماهیت جهان میداند، کنجکاوی دخترک را برمیانگیزد و رابطهای ظریف و پرتنش بین آنها شکل میگیرد. دخترک ایمان خود را در تخم مرغ میبیند، در حالی که مرد به دنبال حقیقتی مطلق است. این اثر تجسمی خارقالعاده از مامورو اوشی، کارگردان افسانهای ژاپن، با انیمیشنی نفسگیر و فضایی رویایی، تماشاگر را به سفری شاعرانه و عمیقاً نمادین درباره امید، از دست دادن معصومیت و جستجوی بیپایان انسان برای یافتن معنا در جهانی پر از ابهام دعوت میکند.