خلاصه داستان: سلمی رضوی، زنی ۳۳ ساله و فداکار از لکهنو، پس از سالها تلاش برای خانوادهاش، همچنان به خاطر مجرد بودن قضاوت میشود. اما سفر کاری او به لندن و آشنایی با دو مرد متفاوت به نامهای سکندر خان و میت سینگ، مسیر زندگی و دنیای او را به کلی دگرگون میکند.