خلاصه داستان: پدری تنها که با رویای رقصیدن دخترش مخالف است، پس از مهاجرت به بمبئی و ابتلای دخترش به بیماری سخت سرطان استخوان، تصمیم میگیرد تمام ترسهایش را کنار بگذارد. او برای تحقق آرزوی بزرگ دخترش، پا به پای او روی صحنه میرقصد تا در اوج ناامیدی، عشق و امید را معنا کند.