خلاصه داستان: ایمیلیا، یک بازاریاب موفق، پس از سالها مشغول به کار، تصمیم میگیرد تعطیلات کریسمس را در خانهی دوران کودکیاش سپری کند. او که از شلوغی شهر لسآنجلس خسته شده، به دنبال آرامش و آشنایی با خاطرات گذشتهاش است. اما وقتی به آنجا میرسد، متوجه میشود که همسایهی قدیمیاش، جک، خانهاش را به یک سرزمین عجیب کریسمسی تبدیل کرده و همه را برای یک جشن بزرگ دعوت کرده است. ایمیلیا که میخواهد تنها باشد، مجبور میشود با جک و خانوادهاش آشنا شود و در این راه، به تدریج به حقیقت زیبایی روحیه کریسمس و اهمیت روابط انسانی پی میبرد.