خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی دوم، برونو، یک پسر هشت ساله، به همراه خانوادهاش به منزل جدیدی در نزدیکی یک اردوگاه کار اجباری منتقل میشود. در حالی که پدرش به عنوان فرمانده اردوگاه مسئولیتهای سنگینی بر عهده دارد، برونو با خشونت و بیعدالتیهای اطرافش آشنا میشود. او با شوفیز، یک پسر یهودی در سن و سال خود، در کنار نردههای اردوگاه دوست میشود و این دوستی بیگناهانه باعث تغییرات عمیقی در زندگی هر دو میشود. داستان به تصویر کشیدن سادگی و بیگناهی کودکان در مقابل خشونت و بیعدالتی جنگ پرداخته و نشان میدهد که چگونه دوستی میتواند مرزهای نژادی و قومی را از بین ببرد.