خلاصه داستان: در داستان "شهر"، دوستان قدیمی دوگروه دزد بانکی در شهر بوستون به سر میبرند که در یک سری سرقتهای خطرناک وارد میشوند. دوگروه، کلری (بن آفلک) و جیم (جرویم هیل)، با یکدیگر درگیر میشوند و کلری عاشق ریبکا (ربرت دنیرو) میشود که یکی از قربانیان سرقتهای آنها است. در حالی که کلری تلاش میکند زندگی خود را تغییر دهد و از گذشتهاش فرار کند، جیم به دنبال انتقام از کلری است و او را به یک سری سرقتهای خطرناک وادار میکند. در نهایت، کلری مجبور میشود بین عشق و دوستی خود انتخاب کند و تصمیم میگیرد که از شهر فرار کند و با ریبکا زندگی کند.