خلاصه داستان: یک گاریبان بداخلاق به نام دیوید هولم در شب سال نو در بستر مرگ افتاده و توسط دوست قدیمی خود گئورگ که حالا کشیش شده، احاطه شده است. بر اساس افسانهای قدیمی، آخرین نفری که در سال میمیرد، محکوم است که در سال آینده سوار بر گاری مرگ شده و ارواح درگذشتگان را جمعآوری کند. سال قبل، این نفر گاریبان پیر بود که اکنون وظیفه هولم شده است. در طول شب، روح هولم به گذشته سفر کرده و زندگی خود را مرور میکند: اعتیاد به الکل، خشونت علیه همسرش آنا و بیتوجهی به فرزندانش. او به یاد میآورد که چگونه همسرش را به سوی مرگ سوق داد و چگونه خواهر کوچکتر آنا، که یک مبلغ مذهبی بود، سعی کرد به او کمک کند اما هولم او را نیز آزار داد. این بازنگری دردناک، هولم را با عواقب شوم رفتارهایش روبرو میکند و به او فرصتی برای نجات روحش پیش از طلوع آفتاب و پایان یافتن وظیفهاش میدهد. این فیلم صامت سوئدی محصول سال ۱۹۲۱ به کارگردانی ویکتور شوستروم، یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما و منبع الهام بسیاری از کارگردانان از جمله اینگمار برگمان است.