خلاصه داستان: جیان هونگچنگ پس از سالها دوری به زادگاهش بازمیگردد تا کارخانه پدریاش را از نابودی نجات دهد. او در این مسیر با نینگ یو، عشق دوران دانشگاهش، روبرو میشود و این دو در میان درگیریهای خانوادگی و حقوقی، با چالشهای دوران میانسالی و یافتن مسیر واقعی زندگی دستوپنجه نرم میکنند.