خلاصه داستان: در سال 1900، در یک مزرعه اسکاندیناویایی، سه خواهر و یک خدمتکار با مرگ نزدیک خواهرشان آگنس مواجه میشوند. ماريا، که ازدواج کرده و فرزند دارد، با احساس گناه به خاطر رها کردن خواهرش میآید. کریر، خواهر بیرحم و سرد ماريا، با خشم و تنفر از مرگ آگنس برخورد میکند. آنّا، خدمتکار مهربان، با محبت و مراقبت از آگنس در آخرین روزهای زندگیاش همراهی میکند. در حین مرگ آگنس، خواهران به یاد آوردن لحظات شیرین گذشته و احساسات پنهان خود میپردازند.