خلاصه داستان: در سال 1936، در شهر بوخارست، رومانیا، دو دوست قدیمی و موسیقیدانان یهودی به نامهای ستیفن و نیکولای، تصمیم میگیرند تا با تشکیل گروه موسیقی خود، رویاهای شخصی و حرفهای خود را دنبال کنند. آنها با شور و اشتیاق فراوان، آماده میشوند تا در یک کافه محلی به روی صحنه بروند و موسیقی خود را به مردم ارائه دهند. اما درست در همان لحظهای که آماده اجرای نمایش هستند، یک خبر شوکهکننده میرسد: رئیسجمهور رومانیا، مانوئل پویا، توسط ملیگرایان قومی ترور میشود. این رویداد غمانگیز، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را به طور ناگهانی تغییر میدهد و دوستان ما را وادار میکند تا تصمیمات سختگیرانهای درباره آینده خودشان بگیرند. در این بین، آنها با چالشهای فراوانی روبرو میشوند و مجبور میشوند تا با شرایط جدید سیاسی و اجتماعی سر و کاری داشته باشند، در حالی که به دنبال رویاهای موسیقایی خود هستند.