خلاصه داستان: مرد بارانی داستان برادری به نام چارلی بابیت است که در سال 1988 پس از فوت پدرش، برای دریافت ارثیه به زادگاهش بازمیگردد. او در این سفر با برادر معلول خود به نام ریموند که مبتلا به اوتیسم است آشنا میشود. چارلی در ابتدا تنها به فکر سوءاستفاده از برادرش است، اما سفر جادهای آنها به لاس وگاس به تدریج باعث ایجاد پیوندی عمیق و غیرمنتظره بین دو برادر میشود و چارلی را با دنیای جدیدی از عشق و مسئولیتپذیری آشنا میکند.