خلاصه داستان: در زندان کاراندیرو در سائوپائولو، برزیلیا، یک دکتر جوان به نامو دینیز برای درمان بیماران در بخش بیماریهای مسری اعزام میشود. او با شوک فرهنگی مواجه میشود و با زندانیان مختلفی از جمله کارلینیوس، یک جوان سیاهپوست که به جرم قتل زندانی شده، و دینو، یک مرد مسن که به خاطر سرقت زندانی شده، آشنا میشود. او با کمک یک زندانی به نام لیدیا، که یک پرستار است، شروع به درمان بیماران میکند و با شرایط زندگی سخت و خشونتهای روزمره در زندان آشنا میشود. او با شاهد بودن برخی از خشونتها و مرگهایی که در زندان رخ میدهد، به درک عمیقتری از زندگی زندانیان دست مییابد و تلاش میکند تا به آنها کمک کند.