خلاصه داستان: فیلمی درخشان از یاسوجیرو اوزو، کارگردان افسانهای ژاپنی، که در سال ۱۹۵۹ ساخته شد. داستان حول محور یک گروه تئاتر سیار میگردد که برای اجرا به یک شهر ساحلی کوچک میروند. رهبر این گروه، یک بازیگر کهنهکار به نام کوماجورو، با گذشتهاش مواجه میشود؛ او با زنی به نام اویوکی و پسرشان کیوشی روبرو میشود، کسی که سالهاست او را ندیده است. ورود مجدد کوماجورو به زندگی آنها، همراه با حسادت معشوقه جوانش سومی، زندگی همه را دستخوش آشوب میکند. این فیلم با نگاهی ظریف و عمیق به روابط خانوادگی، گذشت زمان و تعهد، یکی از شاهکارهای سینمای ژاپن محسوب میشود.