خلاصه داستان: یک مرد میانسال به نام جیکوب که با مشکلات روحی و روانی دست و پنجه نرم میکند، در یک مرکز درمانی بستری است. او در طول جلسات درمانی با دکتر نورا، داستان زندگی پر فراز و نشیب خود را روایت میکند؛ داستانی که مملو از عشق، از دست دادن، پشیمانی و تلاش برای یافتن معنای زندگی در میان آشفتگیهای ذهنی است. جیکوب خاطرات خود را از رابطهاش با زنی به نام سارا تعریف میکند، رابطهای که سرشار از لحظات زیبا اما در نهایت تراژیک بود. او به دنبال یافتن راهی برای بخشیدن خود و کنار آمدن با گذشتهای است که همچون سایهای سنگین بر حال او سایه افکنده است. این فیلم با بازیهای درخشان و کارگردانی ظریف، مخاطب را به درون ذهن شخصیتی میبرد که در مرز میان واقعیت و توهم، امید و ناامیدی، و خوبی و بدی در حال جنگ است.