خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۴ و در میانه جنگ استقلال الجزایر، مردی به نام دارو که یک معلم تنها و آرام است، در روستایی دورافتاده به تدریس مشغول میباشد. زندگی او با ورود مردی به نام محمد که به جرم قتل دستگیر شده و قرار است برای محاکمه به شهر دیگری منتقل شود، دگرگون میشود. دارو که وظیفه تحویل این زندانی را بر عهده میگیرد، در طول سفر خطرناک خود با چالشهای بزرگی روبرو میشود. آنها باید از کوهستانهای خشن و بیابانهای وسیع عبور کنند و در این میان، هم با شورشیان الجزایری و هم با سربازان فرانسوی درگیر میشوند. این سفر اجباری، پیوندی عمیق و غیرمنتظره بین این دو مرد ایجاد میکند و وجدان دارو را در مورد عدالت، وظیفه و انسانیت به چالش میکشد. ویکتور هوگو با بازی درخشان ویگو مورتنسن و رضا کاتب، داستانی قدرتمند و انسانی را در پسزمینهای از خشونت و تعارض روایت میکند.