خلاصه داستان: در تهران دهه ۱۹۶۰، یک راننده تاکسی به نام حمید به طور غیرمنتظرهای مسئول مراقبت از یک نوزاد متروک شده میشود. او تلاش میکند تا مادر بچه را پیدا کند و خود را از این مسئولیت سنگین رها کند، اما با مقاومت معشوقش لیلا مواجه میشود که میخواهد از کودک مراقبت کند. در حالی که شهر پیش روی آنها تغییر میکند و آینده نامشخص به نظر میرسد، حمید و لیلا باید با پیامدهای اخلاقی و احساسی تصمیمشان روبرو شوند.