خلاصه داستان: در سال 1956، یک جوان به نام جِت رینک در حالی که به تگزاس میآید تا به داماد ثروتمند خود، بیک بِنِستون، کمک کند تا یک مزرعه بزرگ را اداره کند، با خواهر بیک، لِسلی لین استون، آشنا میشود. لِسلی که از آزادی و استقلال فکری برخوردار است، با جِت ارتباط برقرار میکند و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. با این حال، جِت به دلیل تعهداتش نسبت به بیک و مسائل خانوادگی، نمیتواند این رابطه را ادامه دهد. در طول سالها، روابط بین این سه شخصیت پیچیدهتر میشود و با وقایعی چون مرگ بیک و تلاش جِت برای حفظ مزرعه، داستان به اوج خود میرسد. در نهایت، جِت و لِسلی پس از سالها جدایی، دوباره به هم نزدیک میشوند و در کنار هم سپری میکنند.