خلاصه داستان: دو دختر نوجوان، انیدورا و ربکا، پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، تصمیم میگیرند زندگی خود را به شکل متفاوتی از دیگران ادامه دهند. آنها با طعنه به جامعه مدرن و مصنوعی نگاه میکنند و سعی میکنند با فعالیتهای عجیب و غریب، مانند پاسخ به آگهیهای روزنامهای، خود را از این جهان جدا کنند. در این بین، انیدورا با رجل پیری به نام سیملور آشنا میشود و این رابطه غیرمنتظره باعث تغییراتی در زندگی و دیدگاههای او میشود.