خلاصه داستان: تامی هولت، پسری ۱۵ ساله، با مادرش کارولین به سیاتل مهاجرت میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. در آنجا، کارولین با داک اسمیت، مرد پرقدرتی و سختگیر، آشنا میشود و زود به ازدواج میپردازند. داک تلاش میکند تامی را به یک مرد واقعی تبدیل کند، اما روشهایش خشن و غیرقابل تحمل است. تامی برای فرار از این وضعیت، به دروغگویی و تقلب روی میآورد و تصمیم میگیرد با مادرش از خانه فرار کند.