خلاصه داستان: ژونگ بوفان، جوان فراری از شهر خود، در پکن با پیرمردی مبتلا به آلزایمر مواجه میشود که او را با پسر گمشدهاش اشتباه میگیرد. او به همراه چند همسایه تصمیم میگیرد نقش یک خانواده موقت را برای پیرمرد بازی کند، اما این بازی ساختگی به مرور زمان به پیوندی عمیق، واقعی و شفابخش تبدیل میشود.