خلاصه داستان: لئوناردوی ۱۹ ساله برای تحصیل، زادگاهش پالرمو را به مقصد لندن ترک میکند؛ اما بیقراری درونیاش او را به شهرهای سینا و تورین میکشاند. او در این مسیر پرپیچوخم، درگیر روابطی پیچیده شده و به جستجوی هویت واقعی خود میپردازد.
خلاصه داستان: توبیاس ۱۶ ساله پس از غیبت مادرش به خانه پدربزرگ و مادربزرگش فرستاده میشود و در آنجا با آرون، نقاشی ۲۵ ساله، رابطهای عاطفی آغاز میکند. اما تنهایی عمیق و تمایلش به خودآسیبی، او را به سمت فروپاشی میکشاند؛ مسیری تاریک که تنها با رویارویی با تراژدیهای درونیاش به پذیرش خود و آرامش ختم میشود.