خلاصه داستان: آراتا اوئوسوی در آستانه ۴۰ سالگی، پس از لغو نامزدی و تنزل رتبه شغلیاش، خود را در بنبست زندگی میبیند. اما ملاقات غیرمنتظره او با زنی مسن در یک بار قدیمی و متفاوت، مسیر سرنوشت او را به شکلی هیجانانگیز تغییر میدهد و فرصتی نو برای شروع دوباره به او میبخشد.
خلاصه داستان: امیلی و ماریا، دو دوست صمیمی ۳۵ ساله، زندگی پرمشغله خود را با گفتگوهای روزمره میگذرانند؛ اما ورود یک ناخنکار جوان به جمع آنها، جرقهای برای رویارویی با بحران سن، پیری و انتظاراتشان از آینده میشود. آنها در این مسیر تلاش میکنند تا معنای واقعی شادی و رضایت را بر اساس معیارهای خود بازتعریف کنند.