خلاصه داستان: سرهنگ ویجای منون پس از سالها پسر ربودهشدهاش را مییابد، اما او اکنون به یک شبهنظامی افراطگرا تبدیل شده است. در حالی که مادر برای نجات فرزندش تلاش میکند، پدر میان عشق پدری و وظیفه نظامیاش در برابر یک بمبگذاری بزرگ گرفتار میشود. این تقابل خانوادگی به جدالی خونین میان وفاداری و خیانت بدل میگردد.
خلاصه داستان: راغو، مردی مبتلا به اختلال روانی توهم فرگولی و دلشکسته از دوری معشوقهاش، توسط یک افسر امنیتی برای نفوذ به یک باند بزرگ قاچاق اسلحه استخدام میشود. او در این مأموریت خطرناک و نفسگیر، نه تنها باید با تبهکاران بیرحم مبارزه کند، بلکه فرصتی مییابد تا عشق از دست رفتهاش را دوباره بازپس گیرد.
خلاصه داستان: سابیدار آرجن موریا، نظامی بازنشستهای که با چالشهای زندگی غیرنظامی و رابطهای سرد با دخترش دستوپنجه نرم میکند، در پی یک حادثه ناگهانی مجبور به بازگشت به میدان نبرد میشود. او اینبار باید با فساد و مافیای محلی مبارزه کند تا هم جامعهاش را نجات دهد و هم دخترش را از چنگال تهدیدی بزرگ برهاند.