خلاصه داستان: فیلم «آمستردام» یک کمدی-معمایی-تاریخی به کارگردانی و نویسندگی دیوید ا. راسل است که توسط 20th Century Studios تولید و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ رخ میدهد و حول سه دوست - دکتر برت برندسن (کریستین بیل)، پرستار والری وز (مارگو رابی)، و وکیل هارولد وودمن (جان دیوید واشنگتن) - میچرخد که پس از آشنایی در جنگ جهانی اول در بیمارستانی در بلژیک و زندگی کوتاه در آمستردام، دوباره در نیویورک متحد میشوند. آنها شاهد قتل ژنرال بیل میکینز (اد بگینلی) هستند و به اشتباه متهم به قتل میشوند. برای اثبات بیگناهی، آنها به دنبال کشف حقیقت پشت قتل و ارتباط آن با «کمیته پنج» میروند که به توطئه واقعی «Business Plot» در ۱۹۳۳ برای سرنگونی دولت فرانکلین روزولت اشاره دارد. داستان با صحنههایی مانند فلاشبک به آمستردام ۱۹۱۸، تحقیقات کارآگاه لم گتویلر (ماتیاس شونارتس)، حضور ماموران عجیب پرندهدوست (مایکل شنون و مایک مایرز)، و سخنرانی ژنرال دیلنبک (رابرت دنیرو)، به موضوعات دوستی، عشق و مبارزه با فاشیسم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناپیوسته، فیلمنامه شلوغ، ویرایش ضعیف (مانند مکثهای طولانی بین دیالوگها)، و فقدان شیمی بین رابی و واشنگتن، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۳۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی بیل، طراحی لباس (J.R. Hawbaker و آلبرت ولوسکی)، و فیلمبرداری امانوئل لوبزکی تحسین شدند، اما داستان پیچیده، مدتزمان طولانی (۱۳۴ دقیقه)، و کارگردانی راسل نقد شدند. فیلم با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، تنها ۳۱.۲ میلیون دلار فروش داشت و ضرر ۱۰۸.۴ میلیون دلاری به استودیو تحمیل کرد
خلاصه داستان: فیلم «سیرانو» یک درام رمانتیک-موزیکال به کارگردانی جو رایت و نویسندگی اریکا اشمیت، بر اساس نمایشنامه موزیکال اشمیت (2018) و اقتباسی از «سیرانو دو برژراک» اثر ادموند روستان (1897) است که در 25 فوریه 2022 توسط United Artists Releasing در آمریکا اکران شد. داستان در فرانسه قرن هفدهم رخ میدهد و درباره سیرانو دو برژراک (پیتر دینکلج)، شاعر و شمشیرزن ماهری است که به دلیل ظاهر غیرمعمولش (در این نسخه کوتاهی قد به جای بینی بزرگ) از ابراز عشقش به روکسان (هیلی بنت)، دوست دوران کودکیاش، میترسد. روکسان عاشق کریستین (کلوین هریسون جونیور)، سربازی خوشچهره اما کمسواد، میشود. سیرانو، برای کمک به کریستین، نامههای عاشقانهای به نام او برای روکسان مینویسد و در سایه عشق او را هدایت میکند. در این میان، دوک دو گیچ (بن مندلسون)، مردی ثروتمند و فاسد، نیز به دنبال ازدواج با روکسان است. داستان با صحنههایی مانند دوئل شمشیربازی سیرانو در تئاتر، آوازهای عاشقانه در بالکن روکسان، و پایان تراژیک در میدان جنگ، به موضوعات عشق فداکارانه، عزت نفس و فریب میپردازد. موسیقی توسط برایس و آرون دسنر (از گروه The National) ساخته شده و آهنگها توسط بازیگران اجرا شدهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند، لحن ناپیوسته (ترکیب موزیکال و درام)، و کمبود شیمی بین بنت و هریسون، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز 6.4/10 در IMDb و 85% در Rotten Tomatoes). بازی دینکلج، طراحی صحنه و لباس (نامزد اسکار بهترین طراحی لباس)، و فیلمبرداری سیاموس مکگاروی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای فراموششدنی نقد شدند. فیلم در جشنواره تلوراید 2021 نمایش داده شد و با بودجه 30 میلیون دلاری، تنها 6.4 میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «اسپنسر» یک درام بیوگرافی روانشناختی به کارگردانی پابلو لارین و نویسندگی استیون نایت است که در ۵ نوامبر ۲۰۲۱ توسط Neon و Topic Studios منتشر شد. این فیلم که بهعنوان «افسانهای» درباره زندگی پرنسس دایانا توصیف شده، بر سه روز خیالی در دسامبر ۱۹۹۱ تمرکز دارد، زمانی که دایانا (کریستن استوارت) در عمارت ساندریگنهام برای تعطیلات کریسمس به خانواده سلطنتی میپیوندد. دایانا، که در آستانه جدایی از پرنس چارلز (جک فارترینگ) است، با فشارهای سلطنتی، از جمله نظارت ملکه (استلا گونت)، شاهزاده فیلیپ (ریچارد سامل)، و نگهبان سختگیر، سرگرد گریگوری (تیموتی اسپال)، دستوپنجه نرم میکند. او با توهمات و کابوسهایی از آن بولین (امی منسون) مواجه میشود و به یاد گذشتهاش در خانه کودکیاش، پارک هاوس، میافتد که در نزدیکی متروکه شده. دایانا با حمایت خدمتکارش مگی (سالی هاوکینز) و سرآشپز دارن (شان هریس)، برای حفظ سلامت روان خود و ارتباط با پسرانش، ویلیام (جک نیلن) و هری (فردی اسپری)، تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند گم شدن دایانا در مه، پاره کردن مرواریدهای سلطنتی، و فرار نهایی با فرزندانش برای خوردن KFC در لندن، به موضوعات انزوا، هویت و رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد غمانگیز، آزادیهای تاریخی (مانند حضور خیالی آن بولین)، و تصویر یکجانبه از خانواده سلطنتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی استوارت (نامزد اسکار بهترین بازیگر زن)، موسیقی جانی گرینوود، و فیلمبرداری کلر ماتون تحسین شدند، اما فیلمنامه ناپیوسته و تمثیلهای بیشازحد آشکار نقد شدند. فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۱ نمایش داده شد و با فروش ۲۵ میلیون دلاری در برابر بودجه ۱۸ میلیون دلاری، موفقیت متوسطی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «پادشاه گمشده» یک درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی استیون فریرز و نویسندگی استیو کوگان و جف پوپ است که بر اساس کتاب «قبر پادشاه: جستوجو برای ریچارد سوم» نوشته فیلیپا لنگلی و مایکل جونز ساخته شده و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در بریتانیا و ۲۴ مارس ۲۰۲۳ در آمریکا اکران شد. داستان درباره فیلیپا لنگلی (سالی هاوکینز)، تاریخدان آماتور، است که در سال ۲۰۱۲، پس از مطالعه درباره ریچارد سوم، پادشاهی که به دلیل نمایش شکسپیر بهعنوان یک شرور بدقیافه شهرت دارد، تصمیم میگیرد بقایای گمشده او را پس از بیش از ۵۰۰ سال پیدا کند. فیلیپا، که از بیماری ME رنج میبرد و در محل کار و زندگی شخصیاش (با همسر سابقش جان، با بازی استیو کوگان) با چالشهایی مواجه است، با الهام از جامعه ریچارد سوم و نشانههایی مانند حرف «R» در پارکینگ لستر، به این باور میرسد که بقایای پادشاه در زیر پارکینگ شورای شهر لستر دفن شدهاند. او با مقاومت دانشگاه لستر، بهویژه ریچارد تیلور (لی اینگلبی)، و باستانشناس ریچارد باکلی (مارک ادی) مواجه میشود که در ابتدا او را جدی نمیگیرند. داستان با صحنههایی مانند گفتوگوهای فیلیپا با شبح ریچارد سوم (هری لوید)، کاوش در پارکینگ، و کشف اسکلت با اسکولیوز (تأیید هویت ریچارد)، به موضوعات پشتکار، مبارزه با تعصبات و بازنویسی تاریخ میپردازد. با این حال، به دلیل لحن نامتعادل (ترکیب کمدی و درام)، فیلمنامه ناپیوسته، و استفاده از شبح ریچارد که گاهی غیرضروری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی هاوکینز، فضای نوستالژیک، و پیام توانمندسازی تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، تصویر منفی از دانشگاه لستر (که ادعا کرد لنگلی کنار گذاشته نشده بود)، و کارگردانی متوسط نقد شدند. فیلم در جشنواره تورنتو ۲۰۲۲ نمایش داده شد و نامزد BIFA برای بازی هاوکینز شد، اما فروش گیشه محدودی (۱.۵ میلیون دلار) داشت.
خلاصه داستان: فیلم «افسانههای مورتال کامبت: کور برفی» یک انیمیشن اکشن-ماجراجویی آمریکایی به کارگردانی ریک مورالس و نویسندگی جرمی آدامز است که توسط Warner Bros. Animation تولید و در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۲ بهصورت دیجیتال و بلوری منتشر شد. این فیلم، سومین قسمت از مجموعه افسانههای مورتال کامبت و دنبالهای مستقل برای «نبرد قلمروها» (۲۰۲۱) است که از بازیهای «مورتال کامبت: اتحاد مرگبار»، «فریب» و «مورتال کامبت ۱۱» الهام گرفته شده. داستان در آیندهای آخرالزمانی رخ میدهد، جایی که زمین پس از حملات ارواح انتقامجو (revenants) به ویرانهای تبدیل شده. کانو (دیوید ونهام)، با بدن سایبرنتیک و موهای نارنجی، بهعنوان پادشاه خودخوانده با گروه اژدهای سیاه (شامل کیرا، کبرا، فررا/تور، دراهمین، کابال، ارون بلک، نو فیس، دایرو، ترمور و شانگ سونگ سالخورده) شهرها را تسخیر میکند. کنشی (مانی جاسینتو)، جنگجویی خودسر اما بااستعداد، پس از مبارزه با کابال، کیرا و کبرا، توسط شانگ سونگ فریب خورده و در چاه ارواح کور میشود، اما شمشیر اجدادیاش، سنتو، بهصورت تلهپاتیک او را هدایت میکند. کوای لیانگ (رون یوآن)، که عنوان ساب-زیرو را کنار گذاشته و به کشاورزی روی آورده، کنشی را نجات داده و به او آموزش میدهد تا با تقویت حواس دیگرش با کوری کنار بیاید. داستان با صحنههایی مانند یورش اژدهای سیاه به شهرها، آموزشهای کنشی در سبک «استاد میاگی»، و نبرد نهایی خونین در ساعت شنی کرونیکا با حضور اسکورپیون (پاتریک سیتز)، به موضوعات رستگاری، پشتکار و مبارزه با شر میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و قابلپیشبینی، انیمیشن ارزان (مانند حرکات ناپیوسته و پسزمینههای ثابت)، و انحراف از روایت سنتی مورتال کامبت (مانند نبود تورنمنت و مبارزه کایجو مانند)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes بر اساس ۵ نقد). بازی جاسینتو و ونهام، خشونت بیشازحد، و تمرکز بر کنشی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، گنجاندن غیرضروری اسکورپیون، و فقدان عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «کوچه کابوس» یک نئو-نوآر روانشناختی به کارگردانی گیرمو دل تورو و نویسندگی مشترک دل تورو و کیم مورگان است که اقتباسی از رمان ویلیام لیندزی گرشام (۱۹۴۶) بوده و در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط Searchlight Pictures منتشر شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ آمریکا رخ میدهد و درباره استن کارلایل (بردلی کوپر)، مردی مرموز و کاریزماتیک است که پس از سوزاندن خانهای (احتمالاً با جسد پدرش)، به یک کارناوال دورهگرد میپیوندد. او نزد کلمنس (ویلم دافو) و مادام زینا (تونی کولت)، پیشگو، مهارتهای فریب و ذهنخوانی را میآموزد. استن با مولی (رونی مارا)، معشوقهاش، کارناوال را ترک کرده و بهعنوان فریبکار حرفهای در شهرهای بزرگ، با تقلید از پیشگویی، ثروتمندان را فریب میدهد. او با دکتر لیلیث ریتر (کیت بلانشت)، روانشناس زیرک و فریبنده، همکاری میکند تا از ازرا گریندل (ریچارد جنکینز)، تاجر ثروتمند، کلاهبرداری کند. داستان با صحنههایی مانند نمایش «هیولا» در کارناوال، جلسات روانشناسی با لیلیث، و پایانبندی تراژیک که استن بهعنوان «هیولای الکلی» به کارناوال بازمیگردد، به موضوعات طمع، فریب و سرنوشت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، مدتزمان طولانی (۱۵۰ دقیقه)، و فقدان گرمای عاطفی در مقایسه با اقتباس ۱۹۴۷، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر، بلانشت و مارا، طراحی تولید تامارا دوور، و فیلمبرداری دن لاستسن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. فیلم نامزد چهار جایزه اسکار (بهترین فیلم، طراحی تولید، فیلمبرداری و طراحی لباس) شد، اما برنده نشد.
خلاصه داستان: فیلم «روی خط» یک تریلر آمریکایی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی روموالد بولانژه است که در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ توسط Saban Films اکران و در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره الویس کونی (مل گیبسون)، مجری رادیویی جنجالی در لسآنجلس است که برنامهای شبانه در ایستگاه KLAT اجرا میکند. او در شب تولدش، پس از شوخی با کارآموز جدید، دیلن (ویلیام موزلی)، تماسی از فردی به نام گری دریافت میکند که ادعا میکند همسر الویس، اولیویا، و دخترش آدریا را گروگان گرفته و تهدید به کشتن آنها و منفجر کردن ایستگاه میکند. گری، که معتقد است الویس به دلیل رفتارش با لورن، اپراتور سابق، باعث خودکشی او شده، از الویس میخواهد روی آنتن عذرخواهی کند و بازی بقای خطرناکی را انجام دهد تا هویت او را کشف کند. داستان با صحنههایی مانند جستوجوی الویس و دیلن در استودیو، مواجهه با تونی (پل سپرا)، دوست قدیمی که از ایستگاه سرقت میکرده، و پیچشهای داستانی (مانند کشف جسد جاستین، مجری دیگر، با گلوله در سر)، به موضوعات انتقام، گناه و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل پایانبندی غیرمنطقی و دو پیچش نهایی (یکی غیرمنتظره و دیگری قابلپیشبینی)، فیلمنامه ضعیف، و کارگردانی آماتور (مانند فیلمبرداری دستی بیشازحد)، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۵.۴/۱۰ در IMDb و ۲۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی گیبسون، طنز سیاه (مانند شوخیهای الویس با مری، اپراتور)، و ریتم سریع نیمه اول تحسین شدند، اما داستان آشوبناک، بازیهای ضعیف (بهویژه موزلی و نادیا فاره)، و فقدان عمق احساسی نقد شدند. فیلم که در پاریس فیلمبرداری شد اما در لسآنجلس روایت میشود، با بودجه کم ساخته شد و فروش محدودی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «خدای دیوانه» یک انیمیشن استاپموشن تجربی، ترسناک و فانتزی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی فیل تیپت، استاد جلوههای بصری (معروف به کار در جنگ ستارگان و پارک ژوراسیک)، است که پس از ۳۰ سال تولید متناوب، در ۵ اوت ۲۰۲۱ در جشنواره لوکارنو نمایش داده شد و در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ توسط Shudder منتشر شد. داستان که بدون دیالوگ و با صداهای محیطی (مانند غرشها و نالهها) روایت میشود، حول شخصیتی به نام «آدمکش» (با صدای الکس کاکس و دیگران) میچرخد که با یک زنگ غواصی زنگزده به دنیایی آخرالزمانی و جهنمی فرو میرود. او با نقشهای مبهم و چمدانی حاوی بمب، از میان مناظری پر از موجودات جهشیافته، شهرهای ویران، و هیولاهایی مانند نوزادی گریان شبیه Eraserhead، عبور میکند. داستان با صحنههایی مانند جراحیهای وحشتناک، نبردهای تانک، و موجوداتی که در چرخهای از خلقت و تخریب گرفتارند، به موضوعات جنگ، استثمار، و پوچی بشریت میپردازد. فیلم با نقلقولی از کتاب لاویان (Leviticus) درباره خشم خدا و اشاره به برج بابل آغاز میشود و در پایان، چرخهای اژدهاییوار را نشان میدهد که جهانی جدید باز هم به سوی تخریب میرود. با این حال، به دلیل روایت غیرخطی، فقدان داستان منسجم، و تمرکز بیشازحد بر تصاویر بیمارگونه (مانند موجودات پر از جوش و خون)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن استاپموشن، موسیقی دن وول، و طراحی بصری خیرهکننده (الهامگرفته از اچ.پی. لاوکرفت و اچ.آر. گیگر) تحسین شدند، اما ریتم کند و نبود انگیزههای واضح شخصیتها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش سوم - ۱۶۶۶» یک فیلم ترسناک-معمایی آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک، فیل گرازیادی و کیت ترفری است که سومین و آخرین قسمت از سهگانه خیابان ترس، بر اساس کتابهای آر.ال. استاین، محسوب میشود و در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۱۶۶۶ در شهرک یونیون (که بعداً به شیدیساید و سانیویل تقسیم میشود) آغاز میشود و از دیدگاه دینا (کیانا مادیرا) روایت میشود که پس از لمس آثار نفرین سارا فایر در فیلم دوم (۱۹۷۸)، به گذشته منتقل شده و در نقش سارا فایر، دختری در دوران استعمار، زندگی میکند. سارا به دلیل عشق ممنوعهاش با هانا میلر (اولیویا اسکات ولش)، متهم به جادوگری میشود و نفرین شیطانی گودهاند (مایکل چندلر) را که شهر را گرفتار کرده، به گردن میگیرد. داستان به سال ۱۹۹۴ بازمیگردد، جایی که دینا، جاش (بنجامین فلورس جونیور)، زیگی (سدی سینک) و دیگران با استفاده از اطلاعات گذشته سارا، برای پایان دادن به نفرین گودهاند که مسئول قتلهای شیدیساید است، نقشهای میکشند. داستان با صحنههایی مانند محاکمه جادوگری سارا، مبارزه با موجودات نفرینشده در زیرزمین مال، و پایانبندی که دینا و دوستانش نفرین را با تلهای در فروشگاه مواد غذایی میشکنند، به موضوعات عشق، فداکاری و مبارزه با ظلم میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخش ۱۶۶۶، دیالوگهای غیرواقعی (مانند استفاده از اصطلاحات مدرن در قرن هفدهم)، و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مادیرا و ولش، فضای گوتیک، و موسیقی مارکو بلترامی تحسین شدند، اما تدوین ضعیف و تفاوت لحن بین بخشهای تاریخی و مدرن نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «غرق شدن» (عنوان اصلی: Inmersión) یک تریلر روانشناختی شیلیایی-مکزیکی به کارگردانی نیکولاس پوستیلونه و نویسندگی مشترک او با آگوستین توسکانو و مویسس سپولودا است که در جشنواره فیلم گوادالاخارا 2021 اکران شد و جوایز بهترین فیلم اول، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمبرداری را برد. داستان درباره ریکاردو (آلفردو کاسترو)، پدری از طبقه متوسط، است که دو دخترش، النا (کنسوئلو کارنیو) و ماریا (ماریلا میگنوت)، را به خانه خانوادگی فرسودهشان در کنار دریاچهای دورافتاده در جنوب شیلی میبرد. در حین قایقسواری، آنها قایقی در حال غرق شدن را میبینند که سه ماهیگیر محلی (الکس کوئودو، مایکل سیلوا، و یک نفر دیگر) درخواست کمک دارند. ریکاردو به دلیل تعصبات و بدگمانیاش (آنها را «مشکوک» میداند)، ابتدا از کمک امتناع میکند، اما پس از اعتراض دخترانش، بهویژه النا، تصمیم میگیرد آنها را نجات دهد. این تصمیم سفرشان را به کابوسی پرتنش تبدیل میکند، زیرا ماهیگیران رفتار تهدیدآمیزی نشان میدهند و ادعا میکنند به دنبال دوست گمشدهشان هستند. داستان با صحنههایی مانند رویاروییهای پرتنش روی قایق، فضای claustrophobic، و سؤالاتی درباره محتویات کیف ماهیگیران و سرنوشت دوستشان، به موضوعات تعصب طبقاتی و نژادی، روابط خانوادگی، و ترس از ناشناختهها میپردازد. با این حال، به دلیل پایانبندی مبهم، شخصیتپردازی ضعیف دختران (که بهعنوان افرادی سادهلوح و فاقد هوش خیابانی به تصویر کشیده شدهاند)، و شباهت به «چاقو در آب» پولانسکی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی کاسترو، فیلمبرداری زیبای دریاچه، و موسیقی پائولو گالو تحسین شدند، اما داستان کند، فقدان عمق احساسی، و رفتار غیرمنطقی شخصیتها نقد شدند. فیلم ۸۸ دقیقه است و توسط Latido Films توزیع شد