خلاصه داستان: فیلم یک درام-تریلر مالزیایی به کارگردانی آدریان ته است. داستان درباره فیک (ایکمال ذوالقرنین)، مردی فقیر و زندانی سابق، است که پس از آزادی برای تأمین مخارج خانوادهاش بهعنوان دستیار در یک زندان استخدام میشود. او با زول (هیرزیف نصرالدین)، نگهبانی خشن، کار میکند و بهتدریج درگیر فساد و خشونت در سیستم زندان میشود. فیک باید بین حفظ شغل و وفاداری به اصول اخلاقیاش انتخاب کند. داستان با صحنههایی از زندگی سخت فیک، درگیریهای داخل زندان، و تصمیمگیریهای پرتنش، به موضوعات فقر، اخلاق، و فساد سیستمی میپردازد. فیلم به دلیل بازیهای قوی و فضای واقعی تحسین شد، اما برخی داستان را کند و پایانبندی را مبهم نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک اکشن-تریلر فنلاندی به کارگردانی آکو لوهایمیس و بر اساس رمان «6/12» نوشته ایلکا رمِس است. داستان درباره مکس تانر (یاسپر پکونن)، مامور امنیتی، است که در روز استقلال فنلاند (۶ دسامبر) با حملهای تروریستی به کاخ ریاستجمهوری مواجه میشود. در این حمله، رئیسجمهور و مهمانان برجسته گروگان گرفته میشوند. تانر بهعنوان مذاکرهکننده بحران گروگانگیری وارد عمل میشود و بهزودی متوجه میشود که هدف اصلی این حمله، بیثبات کردن امنیت اروپا است. داستان با صحنههایی از مذاکرات پرتنش، تیراندازیها، و افشاگریهای سیاسی، به موضوعات امنیت ملی، شجاعت، و توطئههای ژئوپلیتیکی میپردازد. فیلم به دلیل صحنههای اکشن و ارتباط با مسائل سیاسی روز تحسین شد، اما برخی بازیهای مکانیکی و حفرههای داستانی را نقد کردند
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-موزیکال به کارگردانی شان آندرس و بازسازی داستان «سرود کریسمس» چارلز دیکنز است. داستان درباره کلینت بریگز (رایان رینولدز)، مدیر رسانهای خودخواه، است که در شب کریسمس توسط ارواح کریسمس گذشته (سانیتا راکمورتیمر)، حال (ویل فرل)، و آینده بازدید میشود. این ارواح، که بخشی از یک سازمان ماورایی هستند، تلاش میکنند تا کلینت را اصلاح کنند، اما او با شوخطبعی و مقاومت، روند را مختل میکند. داستان با صحنههایی از اجراهای موزیکال، طنزهای مدرن، و لحظات احساسی، به موضوعات تغییر شخصی، بخشش، و معنای واقعی تعطیلات میپردازد. فیلم به دلیل بازی رینولدز و فرل و آهنگهای جذاب تحسین شد، اما برخی داستان را بیشازحد شلوغ نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک درام به کارگردانی مگان پارک است. داستان درباره وادا (جنا اورتگا)، دانشآموزی است که پس از تجربه یک تیراندازی در مدرسه، با ترومای روانی دستوپنجه نرم میکند. او با دوستان و خانوادهاش، از جمله میا (مدی زیگلر)، رابطهای جدید برقرار میکند و تلاش میکند با غم و اندوه کنار بیاید. داستان با صحنههایی از زندگی روزمره پس از حادثه، گفتگوهای احساسی، و کاوش در روابط، به موضوعات تروما، بهبودی، و دوستی میپردازد. فیلم به دلیل بازی اورتگا و داستان حساس تحسین شد، اما برخی داستان را بیشازحد ساده نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک درام-رازآلود به کارگردانی مایک بارکر و بر اساس رمانی از جسیکا نول است. داستان درباره آنی فانلی (میلا کونیس)، زنی موفق در نیویورک است که زندگی بهظاهر کاملی دارد. اما گذشتهای traumatic از دوران نوجوانیاش، شامل حادثهای در مدرسه، او را آزار میدهد. وقتی مستندسازی درباره گذشتهاش شروع به تحقیق میکند، آنی مجبور میشود با حقیقت روبرو شود. داستان با صحنههایی از فلشبکهای گذشته، زندگی حرفهای آنی، و رویاروییهای احساسی، به موضوعات تروما، حقیقت، و بازسازی خود میپردازد. فیلم به دلیل بازی کونیس و داستان احساسی تحسین شد، اما برخی ریتم نامنظم را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-ترسناک به کارگردانی میمی کیو است. داستان درباره نوآ (دیزی ادگار-جونز)، زنی جوان است که از آشناییهای آنلاین خسته شده و در یک سوپرمارکت با استیو (سباستین استن)، مردی جذاب، آشنا میشود. پس از شروع رابطهای عاشقانه، نوآ به زودی متوجه رازهای تاریک و خطرناک استیو میشود که او را در موقعیتی وحشتناک قرار میدهد. داستان با صحنههایی از قرارهای عاشقانه، افشاگریهای ترسناک، و تلاش نوآ برای بقا، به موضوعات اعتماد، فریب، و قدرت زنان میپردازد. فیلم به دلیل بازیهای قوی و ترکیب طنز و وحشت تحسین شد، اما برخی داستان را بیشازحد غیرواقعی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-اکشن فرانسوی به کارگردانی لویی لتریه و دنبالهای بر فیلم «آن سوی مسیرها» (2012) است. داستان درباره اوسمان دیاکیت (عمر سی)، پلیسی جسور از پاریس، و فرانسوا مونژ (لوران لافیت)، پلیسی با سبک کاری متفاوت، است که پس از یک دهه دوباره با هم متحد میشوند. آنها برای تحقیق درباره قتلی ظاهراً ساده به شهری کوچک در فرانسه میروند، اما متوجه توطئهای بزرگتر شامل قاچاق مواد مخدر و گروههای نئونازی میشوند. داستان با صحنههایی از تعقیب و گریز، طنز دوستانه، و رویارویی با نژادپرستان، به موضوعات همکاری، دوستی، و مبارزه با فساد میپردازد. فیلم به دلیل بازی عمر سی و لافیت و صحنههای اکشن سرگرمکننده تحسین شد، اما داستان کلیشهای و طنزهای گاهی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-هیجانی به کارگردانی اسکات دریکسون و بر اساس داستانی از جو هیل است. داستان درباره فینی (میسون تامز)، پسری ۱۳ ساله در دهه ۱۹۷۰، است که توسط یک قاتل زنجیرهای معروف به «گرابر» (ایتان هاوک) ربوده و در زیرزمینی زندانی میشود. فینی از طریق تلفنی مرموز در دیوار با ارواح قربانیان قبلی گرابر ارتباط برقرار میکند که به او کمک میکنند تا برای فرار تلاش کند. داستان با صحنههایی از آدمربایی، مکالمات ماورایی، و تلاشهای فینی برای بقا، به موضوعات شجاعت، بقا، و رویارویی با ترس میپردازد. فیلم به دلیل بازی هاوک و فضای پرتنش تحسین شد، اما برخی پایانبندی را ساده یافتند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-رازآلود هلندی به کارگردانی نیکو ون دن برینک است. داستان درباره بتریک (سالی هارمسن)، زنی که در نزدیکی باتلاقی در هلند زندگی میکند، است. وقتی گروهی باستانشناس بقایای عجیبی را کشف میکنند، بتریک و خانوادهاش با حوادث ماورایی و نفرینی باستانی مرتبط با موجودی به نام مولُخ روبرو میشوند. داستان با صحنههایی از کاوشهای باستانشناسی، اتفاقات ترسناک در خانه، و تلاش برای رهایی از نفرین، به موضوعات ترس، اساطیر، و بقا میپردازد. فیلم به دلیل فضای وهمآلود و بازی هارمسن تحسین شد، اما برخی داستان را کند و قابلپیشبینی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک علمی-تخیلی-ترسناک به کارگردانی دیوید کراننبرگ است. در آیندهای که انسانها با تغییرات زیستی سازگار شدهاند، ساول تنسر (ویگو مورتنسن)، هنرمندی است که با رشد ارگانهای جدید در بدنش اجراهای زنده خلق میکند. او با شریکش کاپریس (لئا سیدو) و در مواجهه با یک گروه مرموز، درگیر توطئهای درباره آینده بشریت میشود. داستان با صحنههایی از جراحیهای هنری، تحقیقات مخفی، و کاوشهای فلسفی، به موضوعات بدن، هنر، و تکامل میپردازد. فیلم به دلیل سبک بصری کراننبرگ و بازیها تحسین شد، اما محتوای سنگین و داستان مبهم برای برخی چالشبرانگیز بود.