خلاصه داستان: Heaven Knows What یک فیلم درام مستقل سال ۲۰۱۴ است که بر اساس زندگی واقعی آریل هولمز، یک جوان مدیون به هروئین در شهر نیویورک، ساخته شده است. داستان در ادامهی رابطهی آشفته آریل با عشقش، مایکی، و مبارزهاش با اعتیاد و بیخانمانی روی میدهد. این فیلم به تصویر کشیدن زندگی خام و بیپرده معتادان در خیابانهای نیویورک میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق، اعتیاد و ناامیدی میتوانند زندگی یک فرد را شکل دهند.
خلاصه داستان: کاپیتان مارول داستان کارول دنورز را روایت میکند که یک خلبان نیروی هوایی آمریکا است و پس از یک حادثه، تواناییهای فوقطبیعی به دست میآورد. او به عنوان یکی از قدرتمندترین قهرمانان جهان، درگیر جنگ بین دو گروه بیگانه میشود و باید تصمیم بگیرد که طرفدار چه کسی باشد. در این بین، او به زندگی گذشته خود پی میبرد و متوجه میشود که سرنوشت زمین به دست اوست.
خلاصه داستان: در داستان «داستان عشق ما»، رضا و آتنا دو نفری هستند که در مسیری متفاوت زندگی میکنند اما سرنوشت آنها را در یک لحظه به هم میآویزد. رضا، یک شاعر خاموش و آتنا، یک هنرمند جوان، با وجود تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی، به یکدیگر عشق میورزند. این عشق، با چالشهایی روبرو میشود که باعث میشود رابطه آنها آزمایش شود و در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش تلاش برای یکدیگر را دارند یا خیر.
خلاصه داستان: یک گروه از آمریکاییها و ایتالیاییها در رم زندگی میکنند و با یکدیگر روابط عاشقانه برقرار میکنند. یک مأمور سکوی سنگین، یک مرد میانهسال، یک طراح معماری و یک مدل جوان در این شهر تاریخی به یکدیگر میپیوندند و رویدادهای عجیب و غریبی برایشان رخ میدهد.
خلاصه داستان: عنوان فارسی فیلم "کودک در زمان" است. داستان دربارهٔ یک نویسنده به نام استیون لوئیس است که پسرش کت، در سن پنج سالگی ناپدید میشود. این رویداد تأثیر عمیقی بر زندگی استیون و همسرش جولیا میگذارد و آنها را به سفری دردناک و احساسی میفرستد تا پاسخگوی این راز شوند. فیلم به خوبی به بررسی موضوعاتی مانند از دست دادن، امید و تأثیرات روانی روی خانوادهها میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان، براد و سارا با فرزندانشان زندگی خوشی میکنند تا اینکه پدر واقعی فرزندان، مرد بزرگ و شوخطبعی به نام ریدر، برای تعطیلات کریسمس به خانهشان سر میزند. حضور ریدر باعث ایجاد رقابت و کشمکش بین دو پدر میشود، اما وقتی پدر براد، زنبازی و سرگرمکنندهای به نام داستی هم به تعطیلات میپیوندد، وضعیت بیش از پیش پیچیده میشود. در نهایت، هر دو پدر مجبور میشوند با هم کار کنند تا تعطیلات کریسمس خانواده را نجات دهند.
خلاصه داستان: راهولی جوان در یک آکادمی مخفی در ژاپن تحت تعلیم قاتلهای ماهر قرار میگیرد تا به یک نینجا حرفهای تبدیل شود. سالها بعد، او تصمیم میگیرد از این سازمان خطرناک جدا شود و زندگی جدیدی برای خود بسازد. اما گذشتهاش به او آسیب میزند و او مجبور میشود با مهارتهایی که آموخته است، در یک نبرد مرگبار با سازمانی که او را پرورش داده، دست به دست هم میدهد تا از دام آن فرار کند و انتقام خود را بگیرد.
خلاصه داستان: في عالم مليء بالموت والدمار، يعود جنازيري بغدادي شاب إلى وطنه بعد سنوات من الغياب ليجد نفسه محاصراً بين تقاليد عائلته القديمة وواقع الحياة القاسي في العراق ما بعد الحرب. يكافح للمحافظة على مهنة غسل الموتى التي ورثها عن أجداده، بينما يحاول في الوقت نفسه تحقيق أحلامه الشخصية في الحب والحرية. من خلال رحلته المؤلمة، يكتشف أن الحياة والموت متشابكان بشكل لا ينفصل، وأن دوره كجنازيري ليس مجرد مهنة، بل هو جسر بين عالم الأحياء وعالم الأموات.
خلاصه داستان: محقق میراث فرهنگی در یکی از روستاهای ایران با کشف یک عکس قدیمی مواجه میشود که او را به سفری عجیب و پر از رمز و راز میبرد. او در حالی که تلاش میکند رمز عکس را بشکند، با گذشتهای روبرو میشود که تصورش را نمیکرد. عکس، او را به دنیایی میبرد که در آن زمان متوقف شده و او باید تصمیم بگیرد که آیا باید گذشته را تغییر دهد یا نه.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی، آلکس، یک آزمایشگر بازیهای ویدئویی ۳۵ ساله، پس از اخراج از خانه دوست دخترش، مجبور میشود به خانه مادربزرگش منتقل شود. او که در یک شرکت توسعهدهنده بازی ویدئویی به نام «إیلیکس» کار میکند، با زندگی در خانه مادربزرگ و دو خواهر خالهاش مواجه میشود. در حین این تغییرات، آلکس تلاش میکند تا بازی جدیدش را به اتمام برساند و در عین حال با چالشهای شخصی و حرفهای خود مقابله کند.