خلاصه داستان: فیلم «دنی کالینز» (۲۰۱۵) به کارگردانی دن فوگلمن، با بازی درخشان آل پاچینو در نقش دنی کالینز، خواننده راک سالخورده و معتاد به شهرت است که پس از دریافت نامهای ناشناخته از جان لنون، تصمیم میگیرد زندگی پرپیچوخم خود را دگرگون کند. او به لسآنجلس سفر میکند تا با پسر بزرگش تام (با بازی بابی کاناواله) که سالها از او بیخبر بوده، آشتی کند و در حالی که با عشقی جدید (آنت بنینگ) و چالشهای خانوادگی روبرو میشود، به دنبال رستگاری میگردد؛ جنیفر گارنر و کریستوفر پلامر نیز از دیگر بازیگران برجسته این کمدی-درام الهامبخش هستند.
خلاصه داستان: دو کهنه سرباز جنگ بوسنی، یکی آمریکایی و دیگری صرب، زمانی که یکی از آنها قصد واقعی خود را فاش می کند، دوستی بعید خود را مورد آزمایش قرار می دهند.
خلاصه داستان: در فیلم «کشتن آنها به نرمی» (۲۰۱۲) به کارگردانی اندرو دومینیک، برد پیت در نقش جکی کاک، قاتل حرفهای بیرحمی ظاهر میشود که برای حل بحران ناشی از سرقت دو خلافکار تازهکار (اسکات مکنری و بن مندلسون) از کلوپ پوکر تحت کنترل مافیا استخدام میشود؛ در بستر بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا، جکی با ری لیوتا، جیممی گانت و ریچارد جنکینز همبازی است و با روشی آرام و حسابشده، عدالت را در دنیای زیرزمینی جرم و جنایت برقرار میکند، در حالی که دیالوگهای تند و تیز و نقد اجتماعی فیلم، فضای جنایی را با عمق سیاسی ترکیب مینماید.
خلاصه داستان: فیلم «گُون» (۲۰۱۱) به کارگردانی مایکل دورست، داستان داگ گلانت (شون ویلیام اسکات)، نگهبان شبانهای با هوش پایین اما مشتهای قدرتمند را روایت میکند که توسط دوستش (لج واین) به عنوان محافظ (enforcer) در تیم هاکی روی یخ حرفهای استخدام میشود و با چالشهای دنیای خشن هاکی، روابط عاطفی و تلاش برای موفقیت دست و پنجه نرم میکند، در حالی که با بازیگرانی چون آلیسون پیل و الیوت کاوگان به نمایش گذاشته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «یه شغل گیر بیار» (۲۰۱۶) به کارگردانی شارلن دی کاروالیو با بازی مایلز تلر در نقش ویل دیویس، آنا کندریک به عنوان تارا، برایان گرینبرگ و آلیسون بری، داستان گروهی از فارغالتحصیلان جوان دانشگاه را روایت میکند که در بحبوحه رکود اقتصادی آمریکا، با چالشهای طنزآمیز و ناامیدکننده جستجوی شغل روبرو میشوند؛ ویل و جیلین به همراه دوستانشان از مصاحبههای ناموفق و رقابتهای بیرحمانه بازار کار عبور میکنند تا راهی برای موفقیت بیابند و زندگی بزرگسالی را آغاز کنند.
خلاصه داستان: فیلم وداع با عشق اول (۲۰۱۱) به کارگردانی میا هانسن-لوو با بازی لئا سیدو در نقش کامیل و گیوم گورو، داستان نوجوانی کامیل را روایت میکند که با دوست دوران کودکیاش سلین رابطه عاشقانهای عمیق برقرار میکند. پس از جدایی ناگهانی سلین به دلیل بیماری، کامیل تلاش میکند زندگی جدیدی بسازد، با مردی بزرگتر آشنا میشود و به عنوان معمار فعالیت میکند، اما بازگشت سلین از گذشته، او را دوباره به چالش میکشد و مرزهای عشق، فقدان و رشد شخصی را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «یک از هر هزار» (۲۰۱۲) به کارگردانی جولی آن رابینسون با بازی کاترین هایگل در نقش استفانی پلوم، جیسون اومارا به عنوان جو مورتیلی و دبی رینولدز، داستان زنی بیکار از نیوجرسی را روایت میکند که برای پرداخت بدهیهای خانوادگی و نجات خانه عمویش، شغل شکارچی جایزهبگیر را انتخاب میکند؛ او در اولین مأموریت خود باید مورتیلی، مأمور سابق پلیس و همسر سابقش را که متهم به قتل است، تعقیب و دستگیر کند، اما این تعقیب با ماجراهای کمدی، خطرناک و عاشقانهای همراه میشود که زندگیاش را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: فیلم «فرزندان ما» (۲۰۱۲) به کارگردانی ژواکیم لافوس با بازیهای درخشان امیلی دکن در نقش مریم، طاهر رحیم به عنوان مومن و نیلز آسترپ در نقش پدرخوانده، داستان واقعی و تلخ یک زوج جوان مراکشی-بلژیکی را روایت میکند که عشق پرشورشان زیر فشارهای خانوادگی، مهاجرت و وابستگیهای ناسالم به تدریج به انزوا، افسردگی و فاجعهای هولناک ختم میشود؛ مریم که پنج فرزند دارد، در نهایت مرتکب قتل فرزندانش شده و خودکشی نافرجام میکند، در حالی که روابط پیچیده و سمی خانواده شوهر نقش کلیدی در این تراژدی ایفا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم کوبانه (۲۰۲۳) به کارگردانی دیوید زوخوویکی، مستندی震撼کننده از مقاومت حماسی مردم شهر کوبانه در برابر حمله داعش در سال ۲۰۱۵ است. داستان بر سه دوست کرد به نامهای آزاد، دیلووان و سipan تمرکز دارد که از بروکسل به کوبانه سفر میکنند تا در کنار نیروهای پیشمرگه بجنگند؛ این فیلم با تصاویر واقعی و خام، شجاعت، از دست دادن و پیوندهای انسانی در دل جنگ را به تصویر میکشد و نگاهی عمیق به مبارزه برای آزادی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم الیت قاتل (۲۰۱۱) به کارگردانی گری مکویکار با بازی جیسون استاتهام در نقش اسپنسر یک قاتل حرفهای بازنشسته، رابرت دنیرو به عنوان مربیاش و کلایو اوون در نقش دشمن اصلی، بر اساس داستان واقعی روایت میکند که اسپنسر برای نجات مربیاش از دست یک سازمان مخفی عمانی، وارد مأموریتی پیچیده و مرگبار میشود و با تیمی از قاتلان نخبه درگیر نبردهای نفسگیر میگردد، جایی که مهارتهای بینظیر و وفاداریاش به چالش کشیده میشود.