خلاصه داستان: یک روستای کوچک در ارتفاعات هیمالیا، خانه یتیهایی است که با قوانین سنگی که روی سنگها حک شدهاند زندگی میکنند. مایگو، یتی جوان و کنجکاو، که توسط رهبر روستا، استون کاپ بزرگ شده، به این قوانین شک میکند. او برخلاف باور عمومی که میگوید «پای کوچکها» (انسانها) افسانهای بیش نیستند، با یک انسان به نام پرسی به صورت اتفاقی روبرو میشود. این ملاقات تصادفی، تمام باورهای جامعه یتیها را زیر سوال میبرد و مایگو را در مسیری خطرناک برای اثبات حقیقت و آشتی دادن دو دنیای کاملاً متفاوت قرار میدهد. این انیمیشن موزیکال و ماجراجویانه محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کاری کرک پاتریک، با صداپیشگی ستارههایی چون چنینگ تیتوم، زندیا و جیمز کوردن، داستانی طنز و عمیق درباره اهمیت پرسشگری، پذیرش تفاوتها و جستجوی حقیقت را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم اکشن کمدی «مامور وصول» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جسی وی. جانسون، داستان یک مامور وصول بدهی به نام فرانس (با بازی اسکات ادکینز) را روایت میکند که برای پرداخت بدهیهای خودش، به همراه یک مامور باتجربهتر به نام سو (با بازی لوئیس مَندیلور) کار میکند. این دو که روشهای متفاوتی در وصول طلب دارند، درگیر ماجرایی خطرناک میشوند که آنها را به مقابله با یک قمارباز قدرتمند و جنایتکار (با بازی ولادیمیر کولچ) میکشاند. فیلم با ترکیب اکشنهای خشن و خندهدار، ماجراجویی این دو مامور را در دنیای زیرزمینی بدهیها به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زن لیتوانیایی به نام کارِن که در اردوگاهی برای پناهندگان در ایتالیا به سر میبرد، برای فرار از شرایط سخت و کسب تابعیت، با یک ماهیگیر ساکن جزیره آتشفشانی و دورافتاده استرومبولی ازدواج میکند. او که به زندگی سخت و خشن جزیره و همچنین رفتار خشن شوهرش عادت ندارد، به تدریج در احساس انزوا و ناامیدی غرق میشود. کارِن که از فرهنگ و آداب و رسوم محلی بیگانه است، تلاش میکند تا با شرایط جدید کنار بیاید، اما فشارهای روانی و محیطی زندگی در کنار یک آتشفشان فعال، او را به سمت بحران عمیقی سوق میدهد. این فیلم به کارگردانی روبرتو روسلینی و با بازی اینگرید برگمن در سال ۱۹۵۰، داستانی تکاندهنده از تقابل تمدن و طبیعت، امید و یأس، و جستجوی یک زن برای یافتن آزادی و معنای زندگی در مکانی است که هیچچیز جز سنگ و آتش به نظر نمیرسد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی کوپر کارل و با بازی میکی ریور و دیو باتیستا است. داستان درباره یک زن به نام الن است که پس از حمله یک فرد ناشناس، بینایی خود را از دست میدهد. او در آپارتمان جدید خود تحت مراقبت قرار میگیرد، اما به تدریج متوجه صداهای مشکوک و نشانههای عجیبی میشود که او را به این نتیجه میرساند که شاید کسی در حال تماشای اوست. الن با کمک یکی از همسایگان به نام مارلون، سعی میکند حقیقت را کشف کند و بفهمد آیا توهمات او ناشی از ترومای حمله است یا واقعاً در معرض خطر قرار دارد. فیلم با ایجاد فضایی پرتعلیق، تماشاگر را درگیر این ابهام میکند که آیا تهدیدها واقعی هستند یا ساخته ذهن آسیبدیده الن.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «استثنا» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی دیوید لو روی با بازیگری کریستوفر پلامر، جی. کی. سیمونز و لیلی جیمز، داستان یک سرباز آلمانی به نام کاپیتان استفان برند را روایت میکند که در دوران جنگ جهانی دوم مأموریت مییابد تا به عنوان محافظ شخصی قیصر ویلهلم دوم، پادشاه تبعید شده آلمان، در هلند خدمت کند. برند که یک سرباز وظیفهشناس است، به زودی درگیر ماجرای پیچیدهای میشود که در آن باید میان وفاداری به رژیم نازی و انسانیت خود یکی را انتخاب کند. ورود یک یهودی هلندی به نام میکا به عنوان خدمتکار به خانه قیصر، وضعیت را بیش از پیش بغرنج میکند و عشق پرشور میان او و برند، همه معادلات را بر هم میزند. این فیلم که بر اساس رمانی به نام «قیصر» اثر آلن جاد نوشته شده، روایتی جذاب از عشق، خیانت و انتخابهای دشوار در یکی از تاریکترین دوران تاریخ است.
خلاصه داستان: فیلم «لو باتان» (Le Battant) محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی آلن دلون و با بازی او در نقش ژاک داریاک، داستان مردی را روایت میکند که پس از تحمل ۱۳ سال حبس در زندان، قصد دارد انتقام خود را از کسانی که باعث سقوطش شدند بگیرد. ژاک که به جرمی که مرتکب نشده بود محکوم شده، پس از آزادی به دنبال یافتن همدستان سابقش و بازیابی پولی است که از او دزدیده شده. این فیلم جنایی پر از تعلیق و مملو از صحنههای اکشن، زندگی یک ضدقهرمان را به تصویر میکشد که برای احقاق حق خود حاضر به هر کاری است. آلن دلون در این اثر نه تنها نقش اول را بازی میکند، بلکه برای اولین بار کارگردانی یک فیلم سینمایی را نیز بر عهده گرفت و اثری خلق کرد که به یکی از فیلمهای شاخص ژانر پلیسی-جنایی فرانسه تبدیل شد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: هری کالاهان کارآگاه سرسخت سانفرانسیسکو در پنجمین و آخرین قسمت از سری فیلمهای «کثیف» با بازی کلینت ایستوود، در سال ۱۹۸۸ بار دیگر با یک قاتل زنجیرهای مرموز روبرو میشود. این بار قاتل، لیست «استخر مرده» (Dead Pool) را هدف قرار داده است؛ لیستی از مشاهیر که توسط یک کارگردان فیلمساز برای شرطبندی روی تاریخ احتمالی مرگشان تهیه شده است. هنگامی که اعضای لیست یکی پس از دیگری به طرز مشکوکی به قتل میرسند، هری که نامش نیز در این لیست شوم قرار دارد، وارد یک بازی مرگبار میشود تا قبل از اینکه نوبت به خودش برسد، قاتل را متوقف کند. این فیلم اکشن و جنایی به کارگردانی بادی ون هورن، علاوه بر ایستوود، بازیگرانی چون پاتریشا کلارکسون، لیام نیسون و جیم کری را در نقشهای مکمل به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: لونی تونز در تلاشی ناامیدکننده برای برنده شدن در یک مسابقه بسکتبال و به دست آوردن آزادی خود، به دنبال کمک قهرمان بازنشسته بسکتبال، مایکل جردن است.
خلاصه داستان: فیلمی ایتالیایی-فرانسوی-اسلوونیایی به کارگردانی لورا سامانی محصول سال ۲۰۲۱ که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد. داستان در اوایل قرن بیستم در شمال شرقی ایتالیا میگذرد و آگاتا (سارا کاسیدا) را دنبال میکند، زنی جوان که نوزادش مرده به دنیا میآید. بر اساس یک افسانه محلی، او برای احیای روح کودکش باید به یک زیارتگاه دورافتاده در کوهستان سفر کند و در آنجا دعا بخواند. آگاتا جسد نوزادش را در یک جعبه چوبی قرار میدهد و این سفر پرمخاطره را آغاز میکند. در طول راه با افراد مختلفی از جمله یک زن مرموز به نام لین (مارشا استانوویچ) و یک سرباز سابق (آلفردو کاستریلی) مواجه میشود که هر کدام به نوعی در این سفر معنوی به او کمک میکنند. این فیلم با تصاویر خیرهکننده از طبیعت و فضایی عرفانی، داستانی عمیق درباره غم، امید و جستجوی معنا را روایت میکند.
خلاصه داستان: در شهری که هرگز نمیخوابد، چهار دوست دوران کودکی که اکنون در آستانه هفتاد سالگی قرار دارند، تصمیم میگیرند برای آخرین بار زندگی را به کام خود کنند. بیلی (مایکل داگلاس)، پیادی (رابرت دنیرو)، آرچی (مورگان فریمن) و سَم (کوین کلاین) که سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، برای جشن مجردی بیلی در لاس وگاس گرد هم میآیند. آنها که اکنون مردانی مسن با مشکلات و دغدغههای خاص خود هستند، در این سفر ماجراجویانه دوباره جوانی را تجربه میکنند و با چالشهای جدیدی روبرو میشوند. در این میان، اختلافات قدیمی بین پیادی و بیلی بار دیگر سر باز میکند و گروه را با بحران مواجه میسازد. این کمدی خاطرهانگیز به کارگردانی جان ترتلتوب و با بازی ستارگانی درخشان، داستانی طنزآمیز و در عین حال احساسی از دوستی، عشق و گذر زمان را روایت میکند که ثابت میکند هیچگاه برای ماجراجویی دیر نیست.