خلاصه داستان: فیلم «ترانه اول» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی کیت بارکر فرلوند، داستان هنریتا «هن» جیمز (آن هاثاوی)، یک دانشجوی دکترای باستانشناسی را روایت میکند که پس از شنیدن خبر تصادف و کما رفتن برادر کوچکش، هنرمند خیابانی به نام فِرین (بن روزنفیلد)، به نیویورک بازمیگردد. او در تلاش برای برقراری ارتباط با برادرش، وارد دنیای موسیقی او میشود و آهنگها و یادداشتهایش را کشف میکند. در این مسیر، هن با جیمز فارل (جانی فلین)، خواننده-ترانهسرای محبوب برادرش آشنا شده و رابطۀ عاطفی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این آشنایی نه تنها به هن کمک میکند تا با گذشته و احساسات خود روبرو شود، بلکه مسیر زندگی هر دوی آنها را تغییر میدهد. این فیلم که با موسیقی اصیل و اجراهای زنده همراه است، داستانی لطیف و احساسی درباره خانواده، عشق و قدرت شفابخش موسیقی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی-درام مستقل محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی برایان دانللی که کریس کالفر نیز نویسنده و بازیگر اصلی آن است. داستان دربارهٔ کارسون فیلیپس، دانشآموز دبیرستانی بلندپرواز و خلاق است که آرزوی تبدیل شدن به ویراستار مجلهٔ نیویورکر را دارد و برای رسیدن به این هدف، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. او که از محیط محدود و یکنواخت شهر کوچکش کلاریویل خسته شده، تصمیم میگیرد با راهاندازی یک مجله ادبی در مدرسه، مسیر خود را برای ورود به دانشگاه نورث وسترن هموار کند. اما برای این کار باید با بیعلاقگی همکلاسیها و مخالفت مدیر مدرسه روبرو شود. کریس کالفر در نقش کارسون، همراه با آلیسون جَنی، ربکا د مورنی، پالینا گریزکوا، دِرموت مالرونی و سارا هیندمن در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم با روایتی طنزآمیز و گاه تلخ، ماجرای نوجوانی را به تصویر میکشد که برای تغییر سرنوشت خود و فرار از زندگی پیشپاافتاده، دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی و اکشن به کارگردانی دومینیک سنا که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و نیکلاس کیج و ران پرلمن در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند. داستان در قرن چهاردهم میلادی و در بحبوحه شیوع طاعون سیاه در اروپا روایت میشود. دو شوالیه صلیبی به نامهای بهمن (کیج) و فلسون (پرلمن) پس از سالها جنگ و کشتار، از ارتش صلیبی جدا شده و به زادگاه خود بازمیگردند. آنها با صحنههای وحشتناک بیماری و مرگ مواجه میشوند و مردم شهر را در آستانه نابودی میبینند. اسقف شهر به آنها مأموریتی خطرناک میسپارد: انتقال یک دختر جوان (کلر فوی) که متهم به جادوگری و عامل شیوع طاعون است را به صومعهای دورافتاده برسانند تا آیین رهایی از طاعون بر روی او اجرا شود. در طول سفر پرخطر، گروه کوچک آنها با شوالیه دیگری به نام اکهارت (استیون کمپل مور)، یک راهب دانشمند (استیون گراهام) و یک راهنمای محلی (اورلاندو بلوم) همراه میشوند. آنها باید از دل جنگلهای تاریک و کوهستانهای صعبالعبور عبور کنند و با موجودات اهریمنی و نیروهای شیطانی دست و پنجه نرم کنند. آیا این دختر واقعاً یک جادوگر است یا قربانی بیگناهی است؟ و آیا رساندن او به صومعه میتواند طاعون را متوقف کند یا تنها فاجعه بزرگتری را به بار خواهد آورد؟
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کریس کلوین، روانشناسی سرخورده، برای بررسی مشکلات ایستگاه فضایی در سیاره دورافتاده سولاریس فرستاده میشود. او با صحنهای هولناک مواجه میشود: یکی از خدمه خودکشی کرده و دو نفر دیگر در انزوای مرموزی به سر میبرند. به زودی کریس درمییابد که سیاره سولاریس قادر است موجوداتی زنده را از عمیقترین خاطرات و احساسات گناهآلود ساکنان ایستگاه بیافریند. زمانی که همسر درگذشته کریس، ریحانا، به شکلی غیرمنتظره و زنده در ایستگاه ظاهر میشود، او با بحرانی عاطفی و فلسفی مواجه میشود که مرزهای واقعیت، عشق و هویت انسانی را به چالش میکشد. این اثر تحسینشده آندری تارکوفسکی، بر اساس رمان استانیسلاو لم، با بازیگری درخشان داناتاس بانیونیس و ناتالیا بوندارچوک، تماشاگر را به سفری شگفتانگیز در ژرفای روان انسان و اسرار کیهان میبرد.
خلاصه داستان: در انگلستان دهه ۱۹۸۰، ویل پووز، پسری خلاق و تنها از خانواده ای مذهبی، با دنیای سینما بیگانه است تا اینکه با لی کارتر، دانش آموز یاغی و شروری آشنا می شود. لی که فیلم «رمبو: خون اول» را دیده، ویل را متقاعد می کند تا در ساخت فیلم اکشن خانگی خود با عنوان «پسر رمبو» به او کمک کند. این همکاری غیرمنتظره، دوستی عمیقی بین آن ها ایجاد می کند و ویل را با دنیای خیال پردازی و ماجراجویی آشنا می سازد، اما با ورود دیدارک، دانش آموز فرانسوی محبوب مدرسه، این رابطه دوستانه در معرض خطر قرار می گیرد. فیلم کمدی-درام «پسر رمبو» محصول ۲۰۰۷ به کارگردانی گارت جنینگز، با بازی بیل میلیجر، ویل پولتر و جسیکا استیونسون، داستانی لطیف و نوستالژیک از دوران کودکی، دوستی و قدرت رویاپردازی را روایت می کند.
خلاصه داستان: یک فیلم مهیج جاسوسی محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی مایکل وینر با بازی برت لنکستر در نقش کرو، یک مأمور کهنهکار سیا. سازمان سیا به دلیل ترس از افشای اطلاعات محرمانه، تصمیم به حذف کرو میگیرد و این مأموریت را به یک مأمور فرانسوی به نام اسکورپیو (با بازی آلن دلون) محول میکند. کرو که از این توطئه مطلع میشود، باید برای زنده ماندن و مقابله با سازمانی که زمانی برایش کار میکرد، از تمام مهارتهای خود استفاده کند. این فیلم با بازی قدرتمند بازیگران اصلی و فضای پرتنش جنگ سرد، یکی از آثار بهیادماندنی ژانر جاسوسی دهه ۷۰ میلادی به شمار میرود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۰، کلینت ایستوود کارگردان فیلم «مردان فضایی» را ساخت و خودش نیز در کنار تامی لی جونز، دونالد ساترلند و جیمز گارنر در آن به ایفای نقش پرداخت. این فیلم داستان چهار خلبان آزمایشی سابق نیروی هوایی را روایت میکند که در دهه ۱۹۵۰ برای برنامه فضایی انتخاب شده بودند، اما به دلایل سیاسی کنار گذاشته شدند. پنجاه سال بعد، یک ماهواره قدیمی روسی در مدار دچار نقص فنی خطرناکی میشود و تنها فردی که میتواند آن را تعمیر کند، فرانک کوروین (ایستوود) است. او شرط میگذارد که اگر قرار است این مأموریت را انجام دهد، باید همراه با تیم قدیمی خود یعنی هاک (جونز)، تانک (ساترلند) و جری (گارنر) به فضا بروند. سازمان فضایی ناسا با اکراه این شرط را میپذیرد و این چهار کهنهکار که حالا در دهه شصت و هفتاد سالگی به سر میبرند، باید یک بار دیگر برای نجات جهان به میدان بیایند و ثابت کنند که هنوز بهترینها هستند.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای نیکی و پل که در استکهلم زندگی میکنند، با یکدیگر شرط میبندند که هر کدام بتوانند با دختری به نام گریت قرار ملاقات بگذارند. اما این شرط ساده به تدریج تبدیل به یک مثلث عشقی پیچیده میشود که روابط آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. در این میان، پل که به تازگی ازدواج کرده، درگیر احساساتش نسبت به گریت میشود و نیکی نیز به او علاقهمند میشود. این روابط درخشان در پسزمینه زیبای شهر استکهلم روایت میشود و فیلم به کارگردانی پل بارتل در سال ۱۹۶۸ ساخته شده است. فیلم با بازیگری لیو اولمان، بیبی آندرشون و تام پالم در نقشهای اصلی، داستانی از عشق، دوستی و پیچیدگیهای روابط انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم **سپتامبر** ساخته وودی آلن، کارگردان شهیر آمریکایی، محصول سال ۱۹۸۷ است که با بازی درخشان ستارگانی چون میا فارو، الاین استریچ، سم واترستون، جک واردن و دایان وست بر پرده سینماها ظاهر شد. این فیلم درام عمیق و روانشناسانه، داستان زندگی زنی به نام لین (با بازی میا فارو) را روایت میکند که پس از یک بحران روحی به خانه ییلاقی خود در ورمونت پناه میبرد. او در تلاش است تا با گذشته خود کنار بیاید و آرامش از دست رفته را بازیابد. با ورود دوستان و اطرافیانش از جمله هوارد (سم واترستون)، نویسندهای که عشق قدیمی لین است، و استفانی (دایان وست)، دوست نزدیکش، تنشها و رازهای پنهان گذشته یکی پس از دیگری آشکار میشوند. این ملاقاتها باعث ایجاد درگیریهای عاطفی، بحثهای فلسفی و مواجهه با حقایق تلخ زندگی میگردد. وودی آلن در این فیلم با نگاهی دقیق به روابط انسانی و پیچیدگیهای روانی شخصیتها، اثری خلق کرده که مخاطب را به تأمل در مورد عشق، خیانت، گذشت و جستجوی معنا در زندگی وامیدارد.
خلاصه داستان: مارکوس آندریا یک استاد دانشگاه ثروتمند است که ناگهان پس از بیست سال زندگی مرفه در پاریس، همه چیز را رها میکند تا در زیرزمین یک خانواده فقیر زندگی کند و به عنوان ولگرد روزگار بگذراند. در همین حال، ماتئو، فروشنده دورهگردی که همیشه در حال سفر است، با زنی مرموز آشنا میشود که او را به خانهای عجیب میبرد و در آنجا او را درگیر ماجراهای پیچیدهای میکند. این فیلم که در سال ۱۹۹۶ به کارگردانی رائول روئیز ساخته شده، با بازی مارچلو ماسترویانی در چهار نقش متفاوت، داستانی سوررئال و چندلایه را روایت میکند که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. فیلم با بازی درخشان ماسترویانی و کارگردانی هنرمندانه روئیز، تماشاگر را در دنیایی از توهمات، هویتهای متعدد و تقدیر شگفتانگیز غرق میکند.