خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر بوگدانوویچ، داستان ایزابل، یک دختر جوان را روایت میکند که توسط کارگردان مشهور برادوی، آرنولد آلبرتسون، به سمت بازیگری سوق داده میشود. ایزابل که پیش از این به عنوان روسپی فعالیت میکرد، ناگهان خود را در مرکز توجه قرار گرفته و در یکی از نمایشهای آرنولد بازی میکند. اما زندگی شخصی و حرفهای او به سرعت در هم میآمیزد، زیرا همسر آرنولد، دلتا، و معشوقهاش، جوجو، نیز درگیر این نمایش میشوند و یک سری اتفاقات خندهدار و درهموبرهم را رقم میزنند. فیلم با بازی درخشان ایمیلی بلانت، اوون ویلسون، کاترین هان، و ویل فورته، یک کمدی شاد و پر انرژی است که به سبک کمدیهای کلاسیک هالیوودی ساخته شده است.
خلاصه داستان: یک آتشسوزی مهیب در بلندترین آسمانخراش جهان، امنیت خانوادهی «ویل فورد» (دウェイン جانسون) را به خطر میاندازد. او که یک سرباز سابق و متخصص امنیت است، برای نجات همسر و فرزندانش از ساختمان ۲۲۰ طبقهای که به آتش کشیده شده، باید هر کاری انجام دهد. این فیلم اکشن و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی راوسون مارشال توربر است و در آن نوآ هریسون، نیماریسکا کونینگز، پابلو شرایبر و مککنا رابرتس نیز ایفای نقش میکنند. «ویل» متهم به آتشسوزی میشود و باید همزمان با مبارزه با آتش و مجرمان، ثابت کند که بیگناه است و خانوادهاش را نجات دهد.
خلاصه داستان: این فیلم در تابستان داغ ۱۹۷۷ در نیویورک میگذرد، زمانی که شهر درگیر موج قتلهای سریالی یک قاتل معروف به «پسر سام» است که با تپانچه کالیبر ۴۴ مردم را به ضرب گلوله میکشد. در میان این هراس عمومی، زندگی چند شخصیت اصلی داستان به هم گره میخورد: وینی، آرایشگر ایتالیاییتبار و همسرش دیونا، و همچنین دوستانشان ریچی و روبی. ریچی که به تازگی به فرهنگ پانک روی آورده، تغییرات ظاهری و رفتاری او باعث سوءظن همسایگان و دوستانش میشود. تنشها در محله برونکس بالا میگیرد و روابط میان شخصیتها تحت تأثیر ترس و بدگمانی قرار میگیرد. اسپایک لی در این فیلم نه تنها به جنایات قاتل سریالی میپردازد، بلکه تصویری زنده از جامعه آمریکا در آن دوران، با تمام تعصبات و تنشهای نژادی و فرهنگی آن ارائه میدهد. فیلم با بازی جان لگویزامو، میرا سوروینو، آدرین برودی و جنیفر اسپوزیتو، داستانی از بیاعتمادی، خیانت و فروپاشی روابط انسانی را در پسزمینه تاریخی ترسناک روایت میکند.
خلاصه داستان: جنی جوان، روزنامهنگاری موفق در نیویورک، پس از ۹ سال رابطه عاشقانه با نیت، به خاطر شغل رویاییاش در سان فرانسیسکو از او جدا میشود. در آستانه ترک شهر، او به همراه دو دوست صمیمی خود، بلر و ارین، یک روز آخر را در شهر میگذراند تا با گذشته خود روبرو شده و برای آیندهای جدید آماده شود. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جنیفر کی معدن رابینسون، با بازی جینا رودریگز، لیک استنفیلد و دیو باپتیستا، داستانی از دوستی، عشق از دست رفته و کشف هویت را روایت میکند که در قالب یک ماجراجویی یکروزه در نیویورک به تصویر کشیده میشود.
خلاصه داستان: ماری، دختری با تواناییهای جادویی استثنایی که میتواند بدون تکان دادن انگشتانش طلسمها را فعال کند، به عنوان یک جادوگر خاموش شناخته میشود. او که از اجتماع دوری میکند، به دلیل مهارتهای فوقالعادهاش به عنوان محافظ مخفی پرنسس در آکادمی سلطنتی استخدام میشود. در حالی که باید هویت واقعی خود را پنهان نگه دارد، ماری وارد دنیایی از توطئههای سیاسی، رازهای خانوادگی و تهدیدهای جادویی میشود و باید از پرنسس در برابر خطرات محافظت کند. این سریال انیمه ژاپنی محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی یوشیکی تاکه و با صداپیشگی بازیگرانی چون توموری کوسونوکی، ریو هیروهااشی و یو میازاکی است که داستانی جذاب از یک دختر خجالتی با قدرتی مخفی را روایت میکند.
خلاصه داستان: مدرسه شبانهروزی نخبگان «Slaughterhouse» که در منطقهای دورافتاده در انگلیس قرار دارد، پس از حفاری یک شرکت انرژی در جنگل مجاور، با موجودات باستانی و خطرناکی مواجه میشود که از دل زمین بیرون میآیند و وحشت و مرگ را به بار میآورند. دانشآموزان و کارکنان مدرسه، از جمله «کاشف» دانا، «ویل» خجالتی و «کلیوز» دوستداشتنی، باید برای بقا بجنگند و اسرار این هیولاهای زیرزمینی را فاش کنند. این فیلم کمدی-ترسناک محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کریسپین میلز و با بازیگرانی چون فین کول، آسا باترفیلد، هرمیون کورفیلد و مایکل شین است که ترکیبی طنزآمیز از زندگی مدرسهای و وحشت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: مایلز، کارمند سابق یک شرکت فناوری، پس از آنکه توسط رئیس خود اخراج میشود، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او با الهام گرفتن از شبکههای اجتماعی، شروع به ساختن یک تصویر عمومی کاملاً جدید میکند و وانمود میکند که یک کارآفرین موفق و ثروتمند است. اما زمانی که این تصویر ساختگی او را در موقعیتهای خطرناکی قرار میدهد، مایلز متوجه میشود که حفظ این دروغ بزرگ چقدر دشوار و پرهزینه است. این فیلم کوتاه محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی تیموتی ریچاردسون و با بازی تای دایگل، سوفیا آلمیدا و کریستوفر رید است.
خلاصه داستان: فیلمی زندگینامهای به کارگردانی برتران بونلو که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و زندگی ایو سن لوران، طراح مد مشهور فرانسوی را به تصویر میکشد. گاسپار اولیل در نقش این طراح برجسته ظاهر شده و زندگی حرفهای و شخصی او را از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۸۰ روایت میکند. فیلم بر دوران اوج خلاقیت سن لوران تمرکز دارد و رابطه پیچیده او با شریک زندگی و تجاریاش، پیر برگه، را به تصویر میکشد. در این مسیر، مسائلی مانند اعتیاد، فشارهای صنعت مد، و جستجو برای هویت شخصی و هنری به نمایش درمیآید.
خلاصه داستان: فیلم «خوابیدن با دشمن» محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی جوزف روبن و با بازی جولیا رابرتز در نقش لورا بارنی است. لورا زنی زیبا و ظاهراً خوشبخت است که با مارتین (پاتریک برگین)، مردی ثروتمند و جذاب اما بسیار کنترلگر و بددهن ازدواج کرده است. او در یک خانه مجلل ساحلی زندگی میکند، اما در پشت این ظاهر آرام و ایدهآل، زندگی او جهنمی واقعی است. مارتین که وسواس شدیدی نسبت به نظم و کنترل دارد، کوچکترین جزئیات زندگی لورا را زیر نظر میگیرد و با کوچکترین اشتباه او را مورد آزار و اذیت کلامی و روانی قرار میدهد. لورا که سالها این وضعیت را تحمل کرده، بالاخره تصمیم میگیرد برای نجات جان خود نقشه فرار بکشد. او در یک حادثه ساختگی غرق شدن در دریا، مرگ خود را وانمود میکند و با هویتی جدید به شهر کوچکی در آیووا نقل مکان میکند. در آنجا او زندگی جدیدی را آغاز میکند و با مردی مهربان به نام بن (کوین اندرسون) آشنا میشود و امید به عشق و آیندهای بهتر در او زنده میشود. اما آرامش او دیری نمیپاید، زیرا مارتین که هرگز مرگ او را باور نکرده، با پیگیریهای وسواسگونه خود رد لورا را میگیرد و به شهر کوچک او میآید. حالا لورا باید برای حفظ زندگی جدید و هویت واقعی خود، با ترسناکترین دشمن زندگیاش، یعنی همسر سابقش، روبرو شود و نبردی مرگ و زندگی را آغاز کند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «چیزی برای قرض دادن» به کارگردانی لوک گرینفیلد در سال ۲۰۱۱ ساخته شده و با بازی کیت هادسون، جینفر گودوین، جان کرازینسکی و کالین اگلزفیلد روایتگر داستان دو دوست صمیمی به نامهای ریچل و دارسی است. ریچل که وکیل موفقی در نیویورک است، همیشه در زندگی شخصی خود محتاط و مطیع بوده، در حالی که دارسی شخصیتی برونگرا و جسور دارد. در آستانه ازدواج دارسی با دوک، مردی که ریچل به طور پنهانی عاشق اوست، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد: در یک مهمانی، ریچل و دوک با یکدیگر رابطه برقرار میکنند. این اتفاق زندگی هر سه نفر را تحت تأثیر قرار داده و دوستی ریچل و دارسی را در آستانه فروپاشی قرار میدهد. ریچل حالا باید بین وفاداری به بهترین دوستش و احساسات واقعی خود یکی را انتخاب کند، در حالی که پیامدهای این راز هر لحظه سنگینتر میشود.