خلاصه داستان: یک کارآفرین ثروتمند و بیرحم به نام الوین استراکر (پل مزورسکی) نقشه قتل همسر سابق خود، لورنا (تری هچر) را میکشد و برای این کار دو آدمکش حرفهای به نامهای لی وکس (جیمز اسپیدر) و داچمن (دنی آیلو) را استخدام میکند. اما این طرح ساده به سرعت به هم میریزد و منجر به یک سری درگیریهای مرگبار و طنزآمیز بین شخصیتهای مختلف از جمله یک کارآگاه خسته (جف دانیلز)، یک مأمور سابق افبیآی (اریک استولتز)، یک هنرمند شکستخورده (گرگ کرین) و یک ماساژدرمانگر (گل چین) در دره سن فرناندو میشود. در طول دو روز، سرنوشت این افراد به شکلی غیرمنتظره به هم گره میخورد و هر کدام برای بقا تلاش میکنند. جان هرزفیلد این فیلم نوآر کمدی سیاه را در سال ۱۹۹۶ کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام سارا که از شهرستان به لس آنجلس نقل مکان کرده، در جستجوی یک زندگی جدید به آپارتمانی در یک مجتمع مسکونی به ظاهر آرام و دوستانه به نام «1BR» نقل مکان میکند. او به زودی متوجه میشود که این جامعه بر اساس مجموعهای از قوانین سخت و عجیب اداره میشود و ساکنان آن به طور وسواسگونهای از این قوانین پیروی میکنند. زمانی که سارا سعی میکند استقلال خود را حفظ کند و از هنجارهای جامعه سرپیچی نماید، با واکنش شدید و خصمانهای از سوی همسایگان و مدیر ساختمان مواجه میشود. او به تدریج درمییابد که این مجتمع مسکونی در واقع یک فرقه مخوف است که قصد دارد هویت و آزادی او را از بین ببرد و او را به عضوی مطیع و یکسانسازی شده در جامعه خود تبدیل کند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دیوید مارمور، با بازی نیکول برایون، نقش مخوف یک جامعه به ظاهر ایدهآل را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم ۱۹۸۴ به کارگردانی مایکل رادفورد و با بازی جان هرت، ریچارد برتون و سوزانا همیلتون، اقتباسی از رمان مشهور جورج اورول است که در سال ۱۹۸۴ ساخته شد. این اثر تاریک و تأملبرانگیز، داستان وینستون اسمیت را روایت میکند که در دنیایی تمامیتخواه زندگی میکند و تحت نظارت دائمی «برادر بزرگ» قرار دارد. او که در بخش ویرایش اسناد دولتی کار میکند، به تدریج نسبت به نظام حاکم دچار تردید میشود و درگیر رابطهای مخفیانه با جولیا میگردد. این رابطه و تلاشهایشان برای پیوستن به جنبش مقاومت، آنها را در معرض خطرات جانی قرار میدهد و در نهایت، وینستون با وحشیانهترین روشهای ممکن برای شکستن اراده و تغییر تفکر مواجه میشود. این فیلم به شکلی هشداردهنده، مفاهیم نظارت، کنترل فکر، دستکاری حقیقت و از بین رفتن آزادیهای فردی را به تصویر میکشد و تماشاگر را با پرسشهای بنیادین درباره قدرت و مقاومت در برابر آن مواجه میسازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان این فیلم در سال ۲۰۱۷ توسط زاک هیلدیش کارگردانی شده و بر اساس رمانی از استیون کینگ ساخته شده است. تام جین در نقش ویلفراد جیمز، کشاورزی در نبراسکای سال ۱۹۲۲، ظاهر میشود که به همراه همسرش آرتا (مولی پارکر) و پسر نوجوانش هنری (دیلان اشمیت) زندگی میکند. ویلفراد که از تصمیم همسرش برای فروش زمین و نقل مکان به شهر به شدت خشمگین است، با فریب و تلقین، پسرش را متقاعد میکند تا در قتل آرتا همدست او شوند. پس از ارتکاب این جنایت هولناک، زندگی آنها به کابوسی تبدیل میشود که در آن احساس گناه، توهمات وحشتناک و حوادث شوم، آرامش را از آنان میگیرد و سرنوشت شومی را برایشان رقم میزند.
خلاصه داستان: «ماسک میمون» (۲۰۰۰) فیلمی جنایی و دراماتیک به کارگردانی سامانتا لنگ با بازی سوزی پورتر در نقش جیل فیتزپاتریک، یک کارآگاه خصوصی همجنسگرا که برای کشف راز قتل یک شاعر جوان به نام میکی نوریس (آبیگیل راجرز) استخدام میشود. جیل در حین تحقیقات خود با دیانا (کلی مککیلیس)، استاد دانشگاه و مادر میکی، روبرو میشود و به تدریج درگیر رابطهای عاشقانه و پیچیده با او میشود. این رابطه او را در مسیری تاریک و خطرناک قرار میدهد که مرزهای میان عشق، شهوت و جنایت را در هم میآمیزد. فیلم که بر اساس رمانی به همین نام از دوروتی پورتر ساخته شده، فضایی پرتنش و اروتیک را با بازیهای قدرتمند بازیگرانش به تصویر میکشد و مخاطب را تا انتها در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «من طرفدار اسب آبی هستم» (I'm for the Hippopotamus) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مائوریتسیو زاکارو است که در آن پائولو کویلیو، نویسنده مشهور برزیلی، در نقش خودش ظاهر میشود. این فیلم کمدی-درام روایتگر داستان پسر نوجوانی به نام لوکا است که در یک مدرسه شبانهروزی در ایتالیا تحصیل میکند و با مشکلات عاطفی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. لوکا که به تازگی مادرش را از دست داده، با پدرش رابطهای سرد دارد و در مدرسه نیز مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او برای فرار از واقعیت، داستانهای تخیلی میسازد و در این مسیر با پائولو کویلیو آشنا میشود که به او کمک میکند تا با استفاده از قدرت کلمات و تخیل، بر مشکلاتش غلبه کند. این فیلم با بازی الکساندرو گاسمان، روبرتو چیروتی و جولیا زورزولی، داستانی الهامبخش درباره قدرت ادبیات و اهمیت امید در زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان به نام جان فلمینگ در رصدخانه ای در بریتانیا مشغول کار است که سیگنالهای مرموزی از کهکشان آندرومدا دریافت میکند. این سیگنالها حاوی دستورالعملهایی برای ساخت یک ابرکامپیوتر پیشرفته هستند. دولت بریتانیا پروژهای سری را برای ساخت این کامپیوتر آغاز میکند و دانشمندی به نام رینهارد را مسئول آن میکند. با فعال شدن کامپیوتر، موجودی به نام آندرومدا به شکل زنی جوان به نام جودی ایجاد میشود. فلمینگ متوجه میشود که آندرومدا قصد دارد کنترل دانش و فناوری زمین را به دست بگیرد و تمدن بشری را تحت سلطه خود درآورد. او باید با کمک همکارانش راهی برای متوقف کردن این موجود فرا زمینی پیدا کند. این مینیسریال علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۶ بریتانیا به کارگردانی جان استریکلند و با بازی تام هارپر، کلیلی هولز، جین آشر و چارلی کاکس است که بر اساس رمانی از فرد هویل و جان الیوت ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آلن و بنیادا، زوجی موفق که به تازگی به خانهای جدید نقل مکان کردهاند، زندگی آرامی را میگذرانند. آلن که یک مخترع است، مشغول کار بر روی پروژهای پیشرفته است. اما این آرامش با ورود رئیس آلن، ریچارد، و همسر مرموز او، آلیس، به مهمانی شامی که آنها ترتیب دادهاند، به هم میریزد. رفتار عجیب و وسواسگونه آلیس، مهمانی را به کابوسی تبدیل میکند و پس از آن، وقایع غیرمنتظره و ترسناکی زندگی زوج جوان را تحت تأثیر قرار میدهد. حضور نمادین یک «لمینگ» (نوعی جونده) در لولههای خانه، به عنوان نشانهای از شومی و ورود پدیدههای غیرقابل توضیح، فضایی روانشناختی و دلهرهآور را رقم میزند. فیلم «لمینگ» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی دومینیک مول و با بازی شارلوت رمپلینگ، شارلوت گنزبور، آندره دوسولیه و لوران لوکاس، اثری ژرف و ترسناک است که مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: یک نویسنده مشتاق به نام مایک انسلین که به خاطر کتابهایش در مورد اماکن ماوراءطبیعی شهرت دارد، در حال حاضر با بحران اعتقادی و شخصی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. او که دیگر به هیچچیز اعتقاد ندارد، تصمیم میگیرد یک شب را در اتاق ۱۴۰۸ هتل دولفین، که به خاطر مرگهای مرموز و خودکشیهای متعدد به شهرت شومی رسیده است، بگذراند. مدیر هتل که از قصد او مطلع میشود، با تمام توان سعی میکند او را از این کار منصرف کند و هشدار میدهد که هیچکس نتوانسته بیش از یک ساعت در آن اتاق دوام بیاورد. اما مایک که مصمم است، وارد اتاق میشود و به زودی متوجه میشود که این اتاق تنها یک افسانه نیست، بلکه یک موجودیت شیطانی است که با استفاده از ترسها و گناهان گذشته او، به شکنجه روانیاش میپردازد و او را در یک مارپیچ هولناک از توهمات و کابوسهای غیرقابل تحمل گرفتار میکند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی میکائیل هافاستروم و با بازی جان کوزاک و ساموئل ال. جکسون است.
خلاصه داستان: مایکل کین در نقش دکتر رابرت الیوت، روانپزشکی موفق اما آشفته که با تمایلات جنسی خود درگیر است، ستارهی این تریلر روانشناختی است. آنجلا، یکی از بیماران او که از زندگی جنسی خود ناراضی است، در یک موزه با مرد غریبهای رابطه برقرار میکند و پس از آن به طرز وحشتناکی در آسانسور یک هتل به قتل میرسد. تنها شاهد ماجرا، لیز (نانسی آلن)، یک روسپی سطح بالا است که توسط قاتل مرموز تعقیب میشود. کارآگاهان برای حل این پرونده تلاش میکنند و لیز با کمک پسر نوجوانی به نام پیتر تلاش میکند هویت قاتل را فاش کند. برایان دی پالما در سال ۱۹۸۰ با الهام از سبک آلفرد هیچکاک، این فیلم پر از تعلیق و صحنههای به یاد ماندنی را کارگردانی کرد و آنجی دیکینسون و کیت هرینگتون نیز از دیگر بازیگران اصلی هستند.