خلاصه داستان: خلاصه داستان: «سفید روی سفید» (White on White) فیلمی درام به کارگردانی تئو کورت که در سال ۲۰۱۹ ساخته شد. داستان در اوایل قرن بیستم و در یک منطقه دورافتاده شیلی میگذرد و پیرامون پدرو (با بازی آلفردو کاسترو)، یک عکاس مرموز و بلندپرواز است که برای عکاسی از عروسی یک زمیندار ثروتمند به آن منطقه میرود. او که شیفته زیباییهای ایدهآل و کمالگرایی است، به تدریج درگیر دنیای تاریک و فاسد اربابان محلی میشود و در مواجهه با خشونت و استثمار، وجدان و اخلاقیاتش به چالش کشیده میشود. این فیلم با نگاهی شاعرانه و تصویری خیرهکننده، مفاهیمی همچون قدرت، زیبایی، فساد و انزوا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم تاریخی-درام محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی مایکل هافمن و با بازی برجسته رابرت داونی جونیور، سم نیل، دیوید تیولیس، پالی واکر و ایان مککلن است. داستان در انگلستان قرن هفدهم و در دوران سلطنت چارلز دوم روایت میشود. رابرت مردوک، پزشک جوان و باهوشی است که به دلیل عقاید پیشرفته پزشکی خود مورد توجه پادشاه قرار میگیرد و به عنوان پزشک مخصوص دربار منصوب میشود. اما مردوک به زودی درگیر دنیای پرزرق و برق، فساد و توطئههای دربار میشود و زندگی شخصی و حرفهای او دستخوش تحولات بزرگی میگردد. او عاشق یکی از ندیمههای ملکه میشود و در عین حال باید با رقبای قدرتمند و حسود خود در دربار مقابله کند. وقوع طاعون بزرگ لندن و آتشسوزی بزرگ این شهر، زندگی مردوک و تمام شخصیتهای داستان را تحت تأثیر قرار میدهد و او را در مسیر بازسازی و احیای دوباره زندگی خود قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ادعا» (۲۰۰۰) به کارگردانی مایکل وینترباتم، داستانی حماسی و عاشقانه را در پسزمینه کوهستانهای برفی کالیفرنیا در دوران تب طلا روایت میکند. دانیل دیلوئیس در نقش مردی اسرارآمیز به نام دنیل دیلون، شهری کوچک به نام کینگدم کام را بنا کرده و برای سالها به عنوان رهبر آن حکومت کرده است. زندگی او با ورود زنی به نام النور (نستور کاربنل) و دخترش هوپ (سارا پلی) که از راه دور میرسند، دگرگون میشود. النور که به دنبال شوهر گمشده خود است، رازی را فاش میکند که اساس قدرت دنیل را به خطر میاندازد. در همین حال، مردی به نام دالگلیش (پیت پاستویت) که به دنبال انتقام است، به شهر میآید و درگیریها را تشدید میکند. فیلم با بازی درخشان بازیگران و تصویربرداری تحسینبرانگیز، داستانی از عشق، فداکاری، قدرت و پیامدهای انتخابهای گذشته را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ماری کوری، دانشمند پیشگام و برنده دو جایزه نوبل، زندگی خود را وقف کشف رادیواکتیویته کرد. این فیلم زندگینامهای به کارگردانی مارجان ساترپیه، با بازی روزاموند پایک در نقش ماری کوری، داستان زندگی او را از زمان کشف پولونیوم و رادیوم تا تأثیر عمیق این اکتشافات بر جهان مدرن به تصویر میکشد. فیلم به بررسی رابطه او با همسرش پیر کوری و مبارزاتش در دنیای علم تحت سلطه مردان میپردازد و میراث جاودان او را در علم و پزشکی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: یک زوج اتریشی به نامهای آلیس و نیک که به دنبال فرزندآوری هستند، با مشکلات ناباروری دست و پنجه نرم میکنند. پس از چندین بار تلاش ناموفق برای بارداری از طریق IVF، رابطه آنها تحت فشار قرار میگیرد. برای استراحت و بهبود روحیه، آنها به ساردینیا سفر میکنند تا در یک ویلای لوکس اقامت داشته باشند. در آنجا با یک خانواده آلمانی به نامهای لیزا و کریستوف آشنا میشوند که دو فرزند دارند. این آشنایی و مشاهده زندگی خانوادگی آنها، احساسات سرکوب شده و تمایلات پدر و مادری آلیس و نیک را بیدار میکند و تنشهای پنهان در رابطه آنها را به سطح میآورد. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۲۰ اتریش به کارگردانی اولریکه کولفر و با بازیگرانی چون لونا ویداور و فیلیپ هوخمایر است.
خلاصه داستان: فیلم «مردی بدون چهره» محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی و بازی مل گیبسون، داستان پسری ۱۲ ساله به نام چاک نراد (با بازی نیک استال) را روایت میکند که در تلاش برای ورود به یک مدرسه نظامی است اما با مشکلات تحصیلی و خانوادگی مواجه است. او با مردی مرموز و گوشهگیر به نام جاستین مکلئود (مل گیبسون) آشنا میشود که چهرهای به شدت آسیبدیده دارد و به دلیل یک حادثه در گذشته از جامعه دوری میکند. مکلئود که زمانی معلم بوده، قبول میکند تا به چاک در آمادگی برای امتحان ورودی مدرسه کمک کند و رابطهای عمیق و تأثیرگذار بین این دو شکل میگیرد. این رابطه نه تنها چاک را برای آینده آماده میکند، بلکه به هر دو کمک میکند تا با گذشته دردناک خود روبرو شده و شفا پیدا کنند. فیلمی درام و احساسی که بر اهمیت ارتباط انسانی و غلبه بر ظاهر برای درک عمق وجود افراد تأکید دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «خیلی زیاد» یک کمدی رمانتیک مدرن است که داستان لیو، زنی اهل نیویورک را روایت میکند که پس از یک رابطه عاطفی نافرجام، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد و به لندن نقل مکان کند. در این شهر جدید، او با فلیکس آشنا میشود و ماجراجویی عاطفی تازهای را آغاز میکند. این سریال که توسط لنا دانهام و همکارش تهیه شده، به بررسی پیچیدگیهای روابط عاطفی، خودشناسی و جستجوی خوشبختی در دنیای امروز میپردازد و با طنز ظریف و شخصیتپردازی دقیق خود، مخاطب را به دنیای پر از فراز و نشیب عشق و زندگی مدرن میبرد.
خلاصه داستان: یک زن جوان و ثروتمند به نام ال وودز، که در فروشگاههای لوکس و مهمانیهای مجلل لسآنجلس زندگی میکند، پس از اینکه وارنر، دوستپسرش، او را به دلیل ظاهر سطحیاش ترک میکند، تصمیم میگیرد ثابت کند که بیش از یک چهره زیبا است. او با تلاشی فوقالعاده در آزمون حقوق دانشگاه هاروارد پذیرفته میشود و به دنیای جدی و خشک دانشکده حقوق پا میگذارد. در ابتدا، ال با تمسخر و نگاههای تحقیرآمیز دانشجویان و اساتید مواجه میشود، اما او به زودی با استفاده از هوش، خلاقیت و دانش منحصر به فرد خود در زمینه مد و زیبایی، نه تنها در درسها موفق میشود، بلکه در یک پرونده قتل مهم نیز به وکالت میپردازد. این کمدی رمانتیک به کارگردانی رابرت لوکتیک و با بازی درخشان ریس ویترسپون، به همراه لوک ویلسون، سلما بلر و جنیفر کولیج، داستانی الهامبخش درباره خودباوری، شکستن کلیشهها و اثبات ارزش واقعی افراد را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «شکم یک معمار» فیلمی هنری و تأملبرانگیز به کارگردانی پیتر گرینوی در سال ۱۹۸۷ است که با بازی بریان دنی در نقش استاکر کتربرت، معمار آمریکایی مشهور، روایت میشود. او به همراه همسرش به رم سفر میکند تا بر نمایشگاه بزرگداشت معماری قرن هجدهمی، اتین-لوئی بوله، نظارت کند. در طول اقامت در ایتالیا، کتربرت به تدریج با دردهای شکمی شدیدی مواجه میشود که زندگی و کارش را تحت تأثیر قرار میدهد و او را درگیر بحران سلامتی، هویت و روابطش میکند. همزمان، او درگیر توطئههای هنری و شخصی میشود و نمایشگاه به تدریج از کنترلش خارج میشود. این فیلم با نگاهی شاعرانه و تصویری خیرهکننده، مفاهیم هنر، مرگ، معماری و فانی بودن انسان را در پسزمینهی باشکوه شهر رم به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک مرد بیخاطره به نام «ایزاک» که از یک آسیب مغزی رنج میبرد، در یک جزیره دورافتاده برای مراقبت از دختربچهی مرموزی به نام «اولگا» استخدام میشود. اما او به زودی متوجه میشود که این کار سادهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد؛ زیرا او مجبور است با یک کمربند و زنجیر به یک کت چرمی بسته شود و در خانهای پر از راز و رمز به سر ببرد. تنها قانون این است: هرگز نباید کمربند را باز کند. با گذشت زمان، توهمات ترسناک و صداهای عجیب، مرز بین واقعیت و خیال را برای او محو میکنند و او درمییابد که این خانه توسط روح یک مجرم سابق تسخیر شده است. «کِیوت» (۲۰۲۰) به کارگردانی دیمین مککarthy، با بازی بن کافلین و لولا پتیس، یک فیلم ترسناک روانشناختی است که بیننده را در فضایی پرتنش و پرابهام غرق میکند.