خلاصه داستان: خلاصه داستان: پنج نوجوان جهشیافته که دارای تواناییهای فوقطبیعی خطرناکی هستند، در یک بیمارستان مخفی تحت نظر دکتر سسلیا ریس نگهداری میشوند. آنها باید با ترسهای درونی خود که به شکل موجوداتی ترسناک ظاهر میشوند، روبرو شوند تا بتوانند بر گذشته تاریک خود غلبه کرده و هویت واقعی خود را کشف کنند. این فیلم که توسط جاش بون کارگردانی شده و در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، با بازی آنیا تیلور-جوی در نقش مگی، مایسی ویلیامز در نقش رها، چارلی هیتون در نقش سم، هنری زاگا در نقش رابرتو و بلو هانت در نقش دانا، آخرین قسمت از مجموعه فیلمهای مردان ایکس محسوب میشود که با ترکیب ژانرهای ترسناک و ابرقهرمانی، رویکردی تازه به این دنیا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک شب جادویی در لندن ویکتوریایی، کلارا دختر نوجوانی که هنوز از مرگ مادرش غمگین است، در مهمانی کریسمس یک هدیه ویژه از مادر مرحومش دریافت میکند: یک تخممرغ طلایی قفلشده که کلید ندارد. او برای یافتن کلید به دنیای چهار قلمرو سفر میکند، دنیایی جادویی که مادرش زمانی ملکه آن بود. کلارا با کاپلمیر، سرباز فندقی، و شاهدخت شوگر پلام ملاقات میکند، اما متوجه میشود که قلمرو چهارم توسط مادر جینجر، فرمانروای قدرتمند، تسخیر شده است. کلارا باید با کمک متحدان جدیدش، قلمرو را از تاریکی نجات دهد و اسرار گذشته خانواده خود را کشف کند. این فیلم فانتزی ۲۰۱۸ به کارگردانی لاسه هالستروم و جو جانستون، با بازیگری مککنزی فوی، کیلا نایتلی، هلن میرن و مورگان فریمن، بر اساس باله مشهور چایکوفسکی و داستان ارنست هوفمان ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلمی روانشناختی و ترسناک به کارگردانی مایکل وینر در سال ۱۹۷۱، با بازی مارلون براندو در نقش پیتر کوئینت و استفانی بیچام در نقش خانم جسِل. داستان در یک عمارت دورافتاده در حومه انگلستان میگذرد و ماجرای دو خدمتکار مرموز را روایت میکند که مسئولیت مراقبت از دو کودک یتیم را بر عهده دارند. پیتر کوئینت، باغبان عمارت، و خانم جسِل، معلم سرخانه، وارد رابطهای شیطانی و مخرب میشوند که مرزهای اخلاق و فساد را در هم میشکند. آنها با القای مفاهیم جنسی و خشونتبار به کودکان، سعی در شکلدهی به ذهنهای معصوم آنها دارند و به تدریج، فضای عمارت را به مکانی تاریک و خطرناک تبدیل میکنند. این فیلم به عنوان پیشدرآمدی بر رمان مشهور «چرخش پیچ» اثر هنری جیمز محسوب میشود و به بررسی ریشههای شر و فساد در روابط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی جان آورنت و با بازی تحسینبرانگیز رابرت دنیرو و آل پاچینو، دو کارآگاه کهنهکار به نامهای دیوید «تکشه» فیسک و توماس «تامی» کووان را به تصویر میکشد. این دو که سالهاست در کنار هم برای پلیس نیویورک کار میکنند، برای دستگیری قاتلی سریالی که جنایتکاران را از پای درمیآورد، مأمور میشوند. اما زمانی که شواهد به یکی از خودشان اشاره میکند، همه چیز پیچیده میشود و روابط و وفاداریهایشان به شدت مورد آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: دو آتشنشان شجاع به نامهای چاک لوین (با بازی آدام سندلر) و لری والِنتی (با بازی کوین جیمز) که سالها در کنار هم خدمت کردهاند، در یک حادثه آتشسوزی خطرناک، جان یکدیگر را نجات میدهند. پس از این ماجرا، لری که همسرش را از دست داده و باید به تنهایی از دو فرزندش مراقبت کند، برای اطمینان از آینده آنها به دنبال راهی برای ثبت نام خود به عنوان همسر چاک در صندوق بازنشستگی است. آنها برای فریب سیستم، تصمیم میگیرند تا در یک مراسم رسمی در کانادا با یکدیگر ازدواج کنند و خود را به عنوان یک زوج همجنسگرا معرفی کنند. اما زمانی که یک مأمور بیمه مشکوک (با بازی استیو بوشمی) برای بررسی پرونده آنها فرستاده میشود، زندگی آنها به کلی دگرگون میشود و مجبور میشوند برای اثبات ادعای خود، نقشهای جدیدی را بازی کنند که با واقعیت فاصله زیادی دارد. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی دنیس دوگان، با بازی بازیگرانی چون جسیکا بیل، دن اکروید و وینگ ریمز، طنزی اجتماعی را درباره پذیرش تفاوتها و مفهوم واقعی خانواده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۴، در آستانه جنگ جهانی اول، میکائیل بوگوسیان، داروساز جوان ارمنی، برای تحصیل پزشکی به قسطنطنیه میرود. او در آنجا با آنا، دانشجوی پزشک ارمنی-آمریکایی، آشنا میشود و عشق پرشوری بین آنها شکل میگیرد. اما آنا قبلاً با کریس، روزنامهنگار آمریکایی، نامزد کرده است. با آغاز جنگ و شروع نسلکشی ارمنیها توسط امپراتوری عثمانی، زندگی این سه نفر در هم میآمیزد. میکائیل برای نجات خود و عشقش، باید در میان خشونت و هرج و مرج، راهی برای زنده ماندن پیدا کند و به وعدهای که به آنا داده است، وفادار بماند. این فیلم درام تاریخی به کارگردانی تری جورج، با بازی اسکار آیزاک، شارلوت لو بون و کریستین بیل، داستانی عاشقانه و غمانگیز را در پسزمینه یکی از تاریکترین وقایع تاریخ قرن بیستم روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم درام دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۴ کانادا به کارگردانی استنلی ام. بروکس، بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. داستان حول محور دو خواهر نوجوان به نامهای بت و ساندرا با بازی میا و جورجیا هنیگان میچرخد که در شرایط خانوادگی بسیار سختی زندگی میکنند. مادرشان، لیندا، که با مشکلات اعتیاد و روابط ناپایدار دست و پنجه نرم میکند، نمیتواند محیط امن و پایداری برای آنها فراهم کند. خواهرها که از وضعیت آشفته زندگی خسته شدهاند و آیندهای تاریک را پیش روی خود میبینند، نقشهای شوم میکشند: آنها تصمیم میگیرند مادرشان را به قتل برسانند تا از شر مشکلات رها شوند و زندگی جدیدی را آغاز کنند. این فیلم با بازی قابل توجه جیمز وودز در نقش کارآگاهی که پرونده را پیگیری میکند، به بررسی پیچیدگیهای روانی این دو خواهر و عواقب ویرانگر تصمیم آنها میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، داگلاس هال (کریگ بییرکو)، برنامهنویس ارشد شرکت سایمون تکنولوژیز، درگیر یک پرونده قتل مرموز میشود که در آن رئیس و بنیانگذار شرکتش، هامسون فولر (آرمین مولر-شتال)، به قتل رسیده است. هال به همراه همکارش، ویتنی (وینسنت دن آفریو)، روی پروژهای پیشگامانه کار میکنند: شبیهسازی رایانهای کامل از لسآنجلس سال ۱۹۳۷٫ هنگامی که فولر در آستانه افشای یک راز بزرگ در مورد این شبیهسازی به قتل میرسد، هال به عنوان مظنون اصلی تحت تعقیب پلیس قرار میگیرد. او برای یافتن سرنخ و اثبات بیگناهی خود، وارد دنیای شبیهسازی شده و با جین فولر (گرچن مول)، دختر فولر، آشنا میشود. در این میان، هال به تدریج درمییابد که حقیقت درباره هویت واقعی خودش و ماهیت دنیای اطرافش بسیار پیچیدهتر و ترسناکتر از آن چیزی است که تصور میکرد. این فیلم علمی-تخیلی فلسفی به کارگردانی یوزف روسناک، با بازی کریگ بییرکو، گرچن مول و آرمین مولر-شتال، مفاهیم هویت، واقعیت و هوش مصنوعی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه طنز محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی پل بارتل، داستان مرد جوانی به نام لوک را روایت میکند که در پارکی تنها نشسته و از تنهایی رنج میبرد. او که مشتاق یافتن معشوق است، با مشاهده زوجهای خوشبخت اطراف خود، دچار احساس انزوا و ناامیدی میشود. لوک تلاش میکند با زنانی که از کنارش میگذرند ارتباط برقرار کند، اما هر بار با شکست مواجه میشود و طرد میگردد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و بصری، ماجرای جستجوی او برای یافتن یک همراه را به تصویر میکشد و مشکلات و موانعی را که در این راه با آنها روبرو میشود، با بیانی کمیک و نمادین نمایش میدهد. پل بارتل در این اثر، با استفاده از المانهای بصری و سکوت، داستانی جهانی و ملموس درباره میل به عشق و پذیرفته شدن را خلق کرده است.
خلاصه داستان: موسیقیدان مشهور، «چارلز لی ری»، پس از آنکه توسط پلیس دنبال میشود، در یک فروشگاه اسباببازی پناه میگیرد. او در حال مرگ، با استفاده از وودو، روح خود را به داخل یک عروسک سخنگو به نام «چاکی» منتقل میکند. «کارن بارکلی» این عروسک را به عنوان هدیه تولد برای پسر شش سالهاش، «اندی»، میخرد. اندکی بعد، اتفاقات مرموز و قتلهای فجیعی رخ میدهد و اندی متهم میشود. اما او میداند که مقصر واقعی، «چاکی» است؛ عروسکی که اکنون روح یک قاتل سریالی را در خود جای داده و قصد دارد بدن یک انسان را برای تسخیر کردن پیدا کند. این فیلم ترسناک کلاسیک در سال ۱۹۸۸ توسط «تام هالند» کارگردانی شد و «برد دوریف» صدای شخصیت شرور و به یاد ماندنی آن را ارائه داد.