خلاصه داستان: خلاصه داستان:
سری فیلمهای «اکسپندبلز» (The Expendables) به کارگردانی سیلوستر استالونه، مجموعهای اکشن و پرطرفدار است که در آن ستارههای بزرگ سینمای اکشن دهههای ۸۰ و ۹۰ گرد هم آمدهاند. در این فیلمها، گروهی از مزدوران حرفهای به رهبری بارنی راس (سیلوستر استالونه) مأموریتهای خطرناکی را در سراسر جهان انجام میدهند. «اکسپندبلز ۳» (۲۰۱۴) با حضور بازیگرانی چون جیسون استاتهام، جت لی، دولف لاندگرن، وسلی اسنایپس، ملیسا بنیست، هریسون فورد، آنتونیو باندراس، مل گیبسون و آرنولد شوارتزنگر، داستان گروه را در مواجهه با یک دشمن قدیمی و خطرناک به تصویر میکشد. در این قسمت، بارنی و تیمش با کشف رازی قدیمی، مجبور به رویارویی با استون بنکس (مل گیبسون)، یکی از اعضای سابق گروه، میشوند که اکنون به یک تاجر اسلحه بیرحم تبدیل شده است. این رویارویی شخصی، تیم را درگیر یک مأموریت مرگبار میکند که برای بقایشان باید از تمام مهارتهای خود استفاده کنند.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه هنری و تجربی به کارگردانی و بازی جیمز فرانکو که در سال ۲۰۱۳ ساخته شد. این فیلم که بر اساس داستان کوتاهی از شانون بکفورد اقتباس شده، داستان مردی تنها به نام دیوید را روایت میکند که در یک اتاق هتل اقامت دارد. او که به نظر میرسد از زندگی روزمره خسته شده، تصمیم میگیرد یک تجربه جدید و متفاوت را امتحان کند. دیوید با یک شرکت مرموز تماس میگیرد که وعده یک «تجربه» منحصر به فرد را میدهد. این شرکت برای او یک جعبه مرموز به هتل میفرستد که حاوی دستورالعملهایی برای یک آیین عجیب و غریب است. او باید این دستورالعملها را به دقت دنبال کند تا به یک درک جدید و عمیقتر از خود و جهان اطرافش برسد. فیلم با بهرهگیری از نمادگرایی و تصاویر سورئال، بیننده را به سفری درونی و ذهنی میبرد و مفاهیمی مانند جستجوی معنا، انزوا و تمایل به فرار از واقعیت را کاوش میکند. جیمز فرانکو در این اثر، مرزهای سینمای روایی کلاسیک را میشکند و اثری خلق میکند که بیشتر شبیه یک قطعه هنری بصری است تا یک فیلم داستانی معمول.
خلاصه داستان: یک زن ویولونیست موفق به نام سیدنی ولز که از کودکی نابینا بوده، پس از انجام یک عمل پیوند قرنیه، بینایی خود را به دست میآورد. اما شادی او برای دیدن دنیای اطراف دیری نمیپاید، زیرا او به تدریج متوجه حضور موجودات ترسناک و روحمانندی میشود که دیگران قادر به دیدن آنها نیستند. این موجودات که اغلب با مرگ افراد در ارتباط هستند، زندگی سیدنی را به کابوسی تبدیل میکنند. او با کمک روانپزشک خود، دکتر پاول فاکس، سعی میکند منشأ این تصاویر وحشتناک را پیدا کند و در این مسیر به رازهای تاریکی درباره اهداکننده قرنیه پی میبرد. فیلم ترسناک فراطبیعی «چشم» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی دیوید مورو و با بازی جسیکا آلبا، درامی نفسگیر را درباره مواجهه با دنیایی ناشناخته و ترسناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «چشمان تامی فی» (۲۰۲۱) به کارگردانی مایکل شووالتر، با بازی تحسینبرانگیز جسیکا چستین در نقش تامی فی باکر، داستان زندگی پر فراز و نشیب این شخصیت تلویزیونی مشهور را روایت میکند. فیلم با به تصویر کشیدن دوران کودکی تامی فی و آرزوی او برای تبدیل شدن به یک ستاره، مسیر او را تا ملاقات با جیم باکر (اندرو گارفیلد) و ازدواجشان دنبال میکند. این زوج با ایجاد یک امپراتوری تلویزیونی مذهبی، به چهرههای برجسته تلویزیون انجیلی تبدیل میشوند و میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهند. اما با افشای رسواییهای مالی و اخلاقی، زندگی پر زرق و برق آنها فرو میپاشد و تامی فی باید با عواقب این فروپاشی روبرو شود. این درام بیوگرافی که بر اساس مستندی به همین نام ساخته شده، نگاهی عمیق به پیچیدگیهای شهرت، ایمان و فریب دارد و با بازی درخشان چستین که برنده جایزه اسکار شد، به یکی از آثار برجسته سینمای سال ۲۰۲۱ تبدیل گشت.
خلاصه داستان: در وینِ دوران سلطنت فرانتس یوزف، امپراتور اتریش-مجارستان، داستانی عاشقانه و طنزآمیز حول محور یوهان اشتراوس جوان میچرخد که با وجود مخالفت اولیه، به یکی از مشهورترین آهنگسازان تاریخ وین تبدیل میشود. این فیلم که با الهام از زندگی واقعی اشتراوس ساخته شده، ماجرای عشق او به یک خواننده اپرا به نام «رسی» را روایت میکند؛ عشقی که با موانع طبقاتی و مخالفت خانوادهها روبرو است. در این میان، خود امپراتور نیز که به موسیقی اشتراوس علاقهمند شده، به طور غیرمستقیم در سرنوشت این عشق نقش بازی میکند. کارگردان این اثر برجسته، «یوهانس شلپ» است و بازیگرانی همچون «استفان گوتوری»، «کریستین بوخهولتسر»، «فرانچسکا کومینو» و «الکساندر پشچم» در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم با بهرهگیری از والسهای جاودانه اشتراوس، مخاطب را به دل تاریخ و فرهنگ باشکوه وین میبرد و داستانی از عشق، موسیقی و غلبه بر محدودیتها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «پایان یک رابطه» ساخته نیل جردن در سال ۱۹۹۹، با بازی رالف فاینس، جولیان مور و استفان ری، روایتگر داستان عشق ممنوعه و پر شور موریس بندریکس، نویسنده ای در لندن دوران جنگ جهانی دوم، به سارا مایلز، همسر دوست صمیمی اش هنری است. این رابطه پرشور ناگهان و به طور مرموزی توسط سارا پایان می یابد و موریس را سالها بعد با خاطرات و سوالاتی بی پاسخ تنها می گذارد. پس از گذشت دو سال، موریس که هنوز درگیر این جدایی ناگهانی است، توسط هنری برای تحقیق در مورد وفاداری مشکوک سارا استخدام می شود و این آغاز کشف رازهایی عمیق تر از آنچه تصور می کرد، از جمله تعهدی مذهبی و معجزه ای الهی است که سرنوشت همه را تغییر می دهد.
خلاصه داستان: یک نمایش تلویزیونی بریتانیایی به کارگردانی ریچارد آیر که در سال ۲۰۱۵ تولید شد و بر پایهٔ نمایشنامهٔ مشهور رونالد هاروود ساخته شده است. این درام هنری با بازی درخشان آنتونی هاپکینز در نقش «سر» (Sir)، کارگردان سالخورده و پرآوازهٔ تئاتر که در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم در حال اجرای نمایشنامهٔ شاه لیر شکسپیر است، و ایان مککلن در نقش «نورمن» (Norman)، دستیار وفادار و فداکار او که با تمام وجود از کارگردان محبوبش مراقبت میکند، روایت میشود. داستان در یک شب بارانی و در پشت صحنهٔ یک تئاتر محلی در انگلستان میگذرد؛ جایی که «سر» در آستانهٔ فروپاشی روانی قرار دارد و نورمن باید با تمام توان و تدبیر خود، او را برای اجرای مهمترین نقش زندگیاش آماده کند. این اثر که پیش از این نیز با اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی مختلفی روبرو شده، در این نسخه با بازی دو بازیگر برجستهٔ جهان، عمق تراژیک رابطهٔ یک هنرمند و دستیارش را به تصویر میکشد و مرزهای میان وفاداری، عشق و وابستگی را در دنیای تئاتر به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ زندگی جورجیانا کاوندیش، دوشس دوونشر است که در قرن هجدهم میلادی در انگلستان میگذرد. جورجیانا که توسط کیرا نایتلی به تصویر کشیده شده، یک زن اشرافی جذاب، باهوش و بسیار محبوب در جامعه است که در سنین جوانی با دوک دوونشر (رالف فاینس) ازدواج میکند. با وجود شهرت و محبوبیتش، او در زندگی زناشویی خود با مشکلات فراوانی روبرو میشود، زیرا همسرش فردی سرد و بیاحساس است و به او خیانت میکند. زندگی جورجیانا زمانی پیچیدهتر میشود که دوست صمیمیاش، الیزابت فاستر (هیوارد) به خانهٔ آنها نقل مکان میکند و به صورت سهنفره با آنها زندگی میکند. این فیلم که در سال ۲۰۰۸ توسط سول دایبچ ساخته شده، به زیبایی زندگی پر فراز و نشیب این زن اشرافی، مبارزات او با قوانین سختگیرانهٔ جامعه و جستجوی او برای عشق و خوشبختی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «روز بعد از فردا» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی رولاند امریش، داستانی فاجعهبار و نفسگیر را روایت میکند. در این فیلم، دنیس کواید در نقش جک هال، دانشمند اقلیمشناس، هشدار میدهد که تغییرات آبوهوایی میتواند به سرعت زمین را به عصر یخبندان جدیدی بکشاند. هنگامی که طوفانهای ویرانگر و یخبندانهای ناگهانی سراسر جهان را فرا میگیرد، جک باید در یک مأموریت خطرناک برای نجات پسرش سم (جیک جیلنهال) که در نیویورک گیر افتاده، اقدام کند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده، صحنههای اکشن پرتنش و داستانی پر از هیجان، تماشاگران را با خود به سفری پرحادثه در مواجهه با خشم طبیعت میبرد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی هنرمند کرهای هونگ سانگ سو محصول سال ۲۰۱۱ که با نام «روزی که او میآید» نیز شناخته میشود. این اثر سینمایی با بازی یو جون سانگ در نقش یو جون سانگ، یک کارگردان سینما که دیگر فیلم نمیسازد و به زادگاهش سئول بازمیگردد، روایتگر داستانی ظریف و تأملبرانگیز است. او در این سفر چندروزه با دوستان قدیمی خود دیدار میکند و در کافهها و بارهای شهر پرسه میزند. ملاقات او با یک زن مرموز که شباهت عجیبی به معشوقه سابقش دارد، زندگی او را وارد فضایی سوررئال و تکرارشونده میکند. هونگ سانگ سو با نگاهی دقیق و طنازی ظریف، مفاهیم زمان، حافظه و روابط انسانی را در قالب دیالوگهای هوشمندانه و تصاویری مینیمال به تصویر میکشد. فیلم که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۱ حضور داشت، اثری شاعرانه و خودارجاع است که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد و مخاطب را به تأملی عمیق درباره زندگی و هنر فرامیخواند.