خلاصه داستان: جک برانسون، نوجوانی عاشق بازیهای ویدیویی، در یک حراجی آنلاین صندوقچهای باستانی خریداری میکند. او به زودی متوجه میشود این صندوقچه یک دروازه جادویی به دنیای باستانی چین است. زمانی که سو لین، شاهزاده خانم جنگجو، از این دروازه فرار میکند و به دنیای مدرن پناه میآورد، جک ناخواسته وارد ماجراجویی بزرگی میشود. آرچن، فرمانده شرور ارتشی از بربرها، به دنبال سو لین و صندوقچه میگردد تا قدرت آن را به دست آورد و جهان را ویران کند. جک باید با کمک سو لین و استاد هنرهای رزمی، خود را به جنگجویی قدرتمند تبدیل کند تا از دروازه محافظت کرده و هر دو دنیا را نجات دهد. این فیلم اکشن-ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ماتیاس هون و با بازیگری دیو باوتیستا، مارک ژائو و النا وانگ است.
خلاصه داستان: یک خانواده پاریسی مرفه متشکل از پدر، مادر و دو پسر نوجوانشان، زندگیای پر از تفاوتهای فرهنگی و نسلی را تجربه میکنند. پدر خانواده که فردی موفق و تا حدودی سنتی است، سعی دارد ارزشهای خانوادگی خود را حفظ کند، در حالی که همسرش و دو پسر نوجوانشان با چالشهای مدرن و دیدگاههای متفاوتی روبرو هستند. این تفاوتها منجر به موقعیتهای کمدی و گاه دردناکی میشود که در آن هر یک از اعضا سعی در پیدا کردن جایگاه خود در دنیای در حال تغییر دارند. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی ژان-پیر امریس و با بازیگری بازیگرانی چون ژان-پیر باکری، ایزابل کاری و ژودیت گودریش، با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به بررسی دینامیک خانوادههای مدرن و چالشهای آنها میپردازد و نشان میدهد که گاهی برای حفظ خانواده، باید یاد گرفت که یکدیگر را با تمام تفاوتها بپذیرید.
خلاصه داستان: فیلم «ابله» ساخته آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۵۱، اقتباسی از رمان مشهور فیودور داستایفسکی است. این اثر سینمایی که در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم روایت میشود، داستان مردی به نام کینجی میزوگاچی را دنبال میکند که به دلیل سادگی و صداقت بیحدش توسط جامعه «ابله» خوانده میشود. او که از جنگ بازگشته، درگیر مثلث عشقی پیچیدهای با تاکومو آکاما، مردی ثروتمند اما خودخواه، و آیسوکا، زنی زیبا و رنجدیده میشود. کوروساوا با بهرهگیری از بازیهای درخشان ماسایوکی موری، سِتسوکو هارا و توشیرو میفونه، اثری عمیقاً انسانی و روانشناختی خلق کرده که به مفاهیمی چون پاکی، فساد، عشق و رستگاری میپردازد. این فیلم سیاهوسفید با نماهای طولانی و ترکیببندیهای استادانه، یکی از شاهکارهای سینمای ژاپن و جهان محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و انسانی به کارگردانی فاتح آکین که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و با بازیگری تحسینبرانگیز طاهر رحیم در نقش اصلی، داستان زندگی نازارِت مانوکیان، مردی ارمنی را روایت میکند که در جریان نسلکشی ارمنیان توسط امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۵، از خانواده خود جدا میافتد. او که تصور میکند همسر و دو دختر دوقلویش کشته شدهاند، سالها بعد و پس از پایان جنگ جهانی اول، به طور اتفاقی نشانهای از زنده بودن آنها پیدا میکند. این کشف، نازارِت را به سفری طولانی و پر فراز و نشیب از خاورمیانه تا کوبا و سرانجام به ایالات متحده آمریکا میکشاند. او در این سفر پر از رنج و امید، با چهرههای گوناگونی از جمله یک شیخ مهربان و مهاجران دیگر روبرو میشود و مصائب یک انسان تنها را در جستجوی عشق از دست رفتهاش به تصویر میکشد. این فیلم، که به زبانهای ارمنی، عربی، کردی و اسپانیایی صحبت میشود، داستانی جهانی درباره بقا، فداکاری و امید بیپایان یک پدر برای بازگرداندن خانوادهاش است.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای تد و ایزابل تصمیم میگیرند تا برای شروع زندگی جدید به خانهای قدیمی در حومه شهر نقل مکان کنند. آنها امیدوارند با دور شدن از شلوغی شهر، آرامش را تجربه کنند. اما به زودی متوجه میشوند که خانه جدیدشان رازی ترسناک در خود پنهان کرده است. ایزابل شروع به دیدن تصاویر وحشتآوری میکند و صدای زمزمههای مرموزی را میشنود که او را به سوی اتاق زیرشیروانی هدایت میکنند. در آنجا او نامهای قدیمی پیدا میکند که متعلق به زنی به نام کاترین است و داستان زندگی تراژیک او را روایت میکند. کاترین سالها پیش در همین خانه توسط شوهر حسودش به قتل رسیده و روح او تا به امروز در خانه گرفتار شده است. تد ابتدا حرفهای همسرش را باور نمیکند، اما به تدریج خودش نیز شاهد وقایع فراطبیعی میشود. روح کاترین قصد دارد انتقام خود را از مردان بگیرد و حالا نوبت تد است. ایزابل باید قبل از اینکه دیر شود، راز خانه را کشف کند و راهی برای آرام کردن روح خشمگین کاترین پیدا کند.
خلاصه داستان: یک سامورایی افسانهای به نام یانگ (با بازی جانگ دنگ گان) که بزرگترین شمشیرزن جهان است، پس از شکست دادن تمام رقبایش، متعهد میشود که آخرین بازمانده خاندان دشمنش را بکشد. اما او به جای کشتن نوزاد، تصمیم میگیرد از او محافظت کند و برای فرار از انتقام جویان، به شهری متروک در غرب وحشی آمریکا پناه میبرد. در آنجا با گروهی از شخصیتهای رنگارنگ از جمله لین (با بازی کیت باسورث) آشنا میشود و تلاش میکند زندگی جدیدی را آغاز کند. اما گذشته تاریک او دیر یا زود به دنبالش میآید و جنگجویان قدرتمندی که برای انتقام میآیند، آرامش او و ساکنان شهر را بر هم میزنند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی لی مون-هو است و ترکیبی منحصر به فرد از ژانر وسترن و فیلمهای رزمی آسیایی را با بازیگرانی چون جفری راش و دنی هیوستون ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک دزد افسانهای به نام جک در چین باستان، پس از سالها پنهان شدن، ناگزیر برای نجات پسرش از زندان مخوفی به نام «آهنین ماسک» بیرون میآید. این زندان، جایی است که هیچکس تا به حال از آن فرار نکرده و توسط فرماندهی بیرحم اداره میشود. جک باید با استفاده از تمام مهارتهای رزمی و حیلهگری خود، وارد این دژ نفوذناپذیر شده و در حالی که با محافظان بیرحم و تلههای مرگبار روبرو میشود، راهی برای آزادی خود و پسرش بیابد. این فیلم اکشن و ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی اوگنی مالیاروف و با بازیگری جکی چان، آرنولد شوارتزنگر، جیسون فلمینگ و چارلز دنس است که داستانی پرحادثه را در دل یک زندان اسرارآمیز روایت میکند.
خلاصه داستان: در اوایل قرن نوزدهم در اسکاتلند، یک کشتی در نزدیکی یک جزیره مرموز غرق میشود و سه بازمانده به ساحل جزیره میرسند. این سه نفر که از یکدیگر جدا شدهاند، در حین تلاش برای زنده ماندن، به تدریج متوجه رازهای هولناک و اسرارآمیز ساکنان جزیره میشوند. آنها با موجودات عجیب و غریب و پدیدههای فراطبیعی روبرو میشوند که هر لحظه زندگیشان را تهدید میکند. این فیلم ترسناک و پرتعلیق، داستان بقا در مکانی را روایت میکند که مرز بین واقعیت و توهم محو شده و هیچکس قابل اعتماد نیست. The Isle محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی متیو باتلر هارت و با بازیکنانی چون کانلیث هیل، تام کولینز و فیبی رابینسون است.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی آشیم آهلووالیا است که در آن پریتی پانت و ویر داس играهای اصلی را بر عهده دارند. داستان در آیندهای نزدیک در بمبئی رخ میدهد و حول محور یک دانشمند هوش مصنوعی به نام «جیمینی» میگردد که در حال توسعه یک سیستم هوش مصنوعی پیشرفته است. زمانی که این فناوری به طور غیرمنتظرهای با یک موجود فرازمینی ارتباط برقرار میکند، همه چیز پیچیده میشود. این تماس اسرارآمیز، موجودات بیگانه را به سمت زمین میکشاند و بمبئی را به خط مقدم یک رویارویی فرازمینی تبدیل میکند. دانشمند و تیمش اکنون در یک مسابقه با زمان قرار گرفتهاند تا ماهیت این ارتباط را درک کرده و زمین را از یک تهدید ناشناخته نجات دهند.
خلاصه داستان: این فیلم الهامبخش محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی شان مک نامارا، داستان واقعی تیم والیبال دبیرستان آیووا سیتی را روایت میکند که با مرگ ناگهانی کاپیتان محبوبشان، کارولین «لینی» فاندیو، در یک حادثه موتورسیکلت، دنیایشان زیر و رو میشود. هلن هانت در نقش کتی برسمن، مربی سرسخت و دلسوز تیم، و ویلیام هورت در نقش نقش ارنی فاندیو، پدر داغدار لینی، بازی میکنند. پس از این تراژدی، بازیکنان تیم دچار یأس و ناامیدی عمیقی میشوند و فصل خود را در آستانه از دست دادن میبینند. اما با تشویقهای کتی و یادآوری روحیه رهبری لینی، آنها تصمیم میگیرند که به افتخار او بازگردند و برای قهرمانی بجنگند. این داستان غلبه بر غم، قدرت کار تیمی و الهامبخشی یک قهرمان واقعی است که نشان میدهد چگونه یک تیم میتواند از دل تاریکترین لحظات، معجزهای بیافریند.