خلاصه داستان: فیلمی روانشناختی و ترسناک به کارگردانی مایکل وینر در سال ۱۹۷۱، با بازی مارلون براندو در نقش پیتر کوئینت و استفانی بیچام در نقش خانم جسِل. داستان در یک عمارت دورافتاده در حومه انگلستان میگذرد و ماجرای دو خدمتکار مرموز را روایت میکند که مسئولیت مراقبت از دو کودک یتیم را بر عهده دارند. پیتر کوئینت، باغبان عمارت، و خانم جسِل، معلم سرخانه، وارد رابطهای شیطانی و مخرب میشوند که مرزهای اخلاق و فساد را در هم میشکند. آنها با القای مفاهیم جنسی و خشونتبار به کودکان، سعی در شکلدهی به ذهنهای معصوم آنها دارند و به تدریج، فضای عمارت را به مکانی تاریک و خطرناک تبدیل میکنند. این فیلم به عنوان پیشدرآمدی بر رمان مشهور «چرخش پیچ» اثر هنری جیمز محسوب میشود و به بررسی ریشههای شر و فساد در روابط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی جان آورنت و با بازی تحسینبرانگیز رابرت دنیرو و آل پاچینو، دو کارآگاه کهنهکار به نامهای دیوید «تکشه» فیسک و توماس «تامی» کووان را به تصویر میکشد. این دو که سالهاست در کنار هم برای پلیس نیویورک کار میکنند، برای دستگیری قاتلی سریالی که جنایتکاران را از پای درمیآورد، مأمور میشوند. اما زمانی که شواهد به یکی از خودشان اشاره میکند، همه چیز پیچیده میشود و روابط و وفاداریهایشان به شدت مورد آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: دو آتشنشان شجاع به نامهای چاک لوین (با بازی آدام سندلر) و لری والِنتی (با بازی کوین جیمز) که سالها در کنار هم خدمت کردهاند، در یک حادثه آتشسوزی خطرناک، جان یکدیگر را نجات میدهند. پس از این ماجرا، لری که همسرش را از دست داده و باید به تنهایی از دو فرزندش مراقبت کند، برای اطمینان از آینده آنها به دنبال راهی برای ثبت نام خود به عنوان همسر چاک در صندوق بازنشستگی است. آنها برای فریب سیستم، تصمیم میگیرند تا در یک مراسم رسمی در کانادا با یکدیگر ازدواج کنند و خود را به عنوان یک زوج همجنسگرا معرفی کنند. اما زمانی که یک مأمور بیمه مشکوک (با بازی استیو بوشمی) برای بررسی پرونده آنها فرستاده میشود، زندگی آنها به کلی دگرگون میشود و مجبور میشوند برای اثبات ادعای خود، نقشهای جدیدی را بازی کنند که با واقعیت فاصله زیادی دارد. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی دنیس دوگان، با بازی بازیگرانی چون جسیکا بیل، دن اکروید و وینگ ریمز، طنزی اجتماعی را درباره پذیرش تفاوتها و مفهوم واقعی خانواده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۴، در آستانه جنگ جهانی اول، میکائیل بوگوسیان، داروساز جوان ارمنی، برای تحصیل پزشکی به قسطنطنیه میرود. او در آنجا با آنا، دانشجوی پزشک ارمنی-آمریکایی، آشنا میشود و عشق پرشوری بین آنها شکل میگیرد. اما آنا قبلاً با کریس، روزنامهنگار آمریکایی، نامزد کرده است. با آغاز جنگ و شروع نسلکشی ارمنیها توسط امپراتوری عثمانی، زندگی این سه نفر در هم میآمیزد. میکائیل برای نجات خود و عشقش، باید در میان خشونت و هرج و مرج، راهی برای زنده ماندن پیدا کند و به وعدهای که به آنا داده است، وفادار بماند. این فیلم درام تاریخی به کارگردانی تری جورج، با بازی اسکار آیزاک، شارلوت لو بون و کریستین بیل، داستانی عاشقانه و غمانگیز را در پسزمینه یکی از تاریکترین وقایع تاریخ قرن بیستم روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم درام دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۴ کانادا به کارگردانی استنلی ام. بروکس، بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. داستان حول محور دو خواهر نوجوان به نامهای بت و ساندرا با بازی میا و جورجیا هنیگان میچرخد که در شرایط خانوادگی بسیار سختی زندگی میکنند. مادرشان، لیندا، که با مشکلات اعتیاد و روابط ناپایدار دست و پنجه نرم میکند، نمیتواند محیط امن و پایداری برای آنها فراهم کند. خواهرها که از وضعیت آشفته زندگی خسته شدهاند و آیندهای تاریک را پیش روی خود میبینند، نقشهای شوم میکشند: آنها تصمیم میگیرند مادرشان را به قتل برسانند تا از شر مشکلات رها شوند و زندگی جدیدی را آغاز کنند. این فیلم با بازی قابل توجه جیمز وودز در نقش کارآگاهی که پرونده را پیگیری میکند، به بررسی پیچیدگیهای روانی این دو خواهر و عواقب ویرانگر تصمیم آنها میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی اکشن فرانسوی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لودوویک کولبو-ژوردان و با بازی رامزی بدیا، سابینا اوزنیری، انیس بن سلیمان و فیلیپ کاش در مورد سام، کارآگاه پلیس پاریس است که پس از یک مأموریت مخفی، به دلیل رفتار غیرقابل کنترلش به بخش جنایی منتقل میشود. او به همراه همکار جدیدش، نادیا، مأمور رسیدگی به پرونده سرقت از یک خودپرداز بانک میشود که توسط یک گروه سهنفره از سارقان حرفهای انجام شده است. در حالی که سام سعی میکند با روشهای غیرمتعارف خود پرونده را حل کند، داستان با پیچوخمهای طنزآمیزی همراه میشود و ماجراهای خندهدار و اکشنی را رقم میزند.
خلاصه داستان: مل گیبسون در نقش بنجامین مارتین، قهرمان جنگ فرانسوی و هندی که اکنون کشاورزی صلحطلب است، در فیلم حماسی «پاتریوت» محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی رولند امریش ظاهر میشود. او که از جنگیدن امتناع میکند، هنگامی که پسرش گابریل (هیت لجر) به ارتش قاره میپیوندد، درگیر انقلاب آمریکا میشود. پس از آنکه سرهنگ بریتانیایی بیرحم، ویلیام تاونتینگ (جیسون آیزاکس)، پسر دیگرش را میکشد، مارتین برای انتقام و دفاع از خانواده و کشورش، گروهی از شبهنظامیان را رهبری میکند و به یک جنگجوی بیامان علیه نیروهای بریتانیا تبدیل میشود. این فیلم با بازیگرانی چون کریس کوپر و جوئلی ریچاردسون، داستانی از فداکاری، شجاعت و مبارزه برای آزادی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، داگلاس هال (کریگ بییرکو)، برنامهنویس ارشد شرکت سایمون تکنولوژیز، درگیر یک پرونده قتل مرموز میشود که در آن رئیس و بنیانگذار شرکتش، هامسون فولر (آرمین مولر-شتال)، به قتل رسیده است. هال به همراه همکارش، ویتنی (وینسنت دن آفریو)، روی پروژهای پیشگامانه کار میکنند: شبیهسازی رایانهای کامل از لسآنجلس سال ۱۹۳۷٫ هنگامی که فولر در آستانه افشای یک راز بزرگ در مورد این شبیهسازی به قتل میرسد، هال به عنوان مظنون اصلی تحت تعقیب پلیس قرار میگیرد. او برای یافتن سرنخ و اثبات بیگناهی خود، وارد دنیای شبیهسازی شده و با جین فولر (گرچن مول)، دختر فولر، آشنا میشود. در این میان، هال به تدریج درمییابد که حقیقت درباره هویت واقعی خودش و ماهیت دنیای اطرافش بسیار پیچیدهتر و ترسناکتر از آن چیزی است که تصور میکرد. این فیلم علمی-تخیلی فلسفی به کارگردانی یوزف روسناک، با بازی کریگ بییرکو، گرچن مول و آرمین مولر-شتال، مفاهیم هویت، واقعیت و هوش مصنوعی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک پرستار گوشهگیر و منزوی به نام هانا به یک پلتفرم نفتی دورافتاده فرستاده میشود تا از مردی مرموز به نام جوزف که در یک حادثه سوختگی شدید آسیب دیده و به طور موقت نابینا شده، مراقبت کند. هانا که خود با گذشتهای دردناک از جنگ بالکان دست و پنجه نرم میکند، در ابتدا تمایلی به برقراری ارتباط ندارد، اما به تدریج و در فضای ایزوله و پرتنش پلتفرم، رابطهای عمیق و شفابخش بین این دو شکل میگیرد. این فیلم به کارگردانی ایزابل کوشت و با بازی تحسینبرانگیز سارا پلی و تیم رابینز، داستانی ظریف و انسانی درباره غلبه بر آسیبهای روحی، قدرت بخشش و کشف دوباره زندگی از طریق ارتباط با دیگری را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه طنز محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی پل بارتل، داستان مرد جوانی به نام لوک را روایت میکند که در پارکی تنها نشسته و از تنهایی رنج میبرد. او که مشتاق یافتن معشوق است، با مشاهده زوجهای خوشبخت اطراف خود، دچار احساس انزوا و ناامیدی میشود. لوک تلاش میکند با زنانی که از کنارش میگذرند ارتباط برقرار کند، اما هر بار با شکست مواجه میشود و طرد میگردد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و بصری، ماجرای جستجوی او برای یافتن یک همراه را به تصویر میکشد و مشکلات و موانعی را که در این راه با آنها روبرو میشود، با بیانی کمیک و نمادین نمایش میدهد. پل بارتل در این اثر، با استفاده از المانهای بصری و سکوت، داستانی جهانی و ملموس درباره میل به عشق و پذیرفته شدن را خلق کرده است.