خلاصه داستان: در شهر وایتبای قدیمی، موجودات عجیبی به نام ترولهای جعبهای در زیرزمین زندگی میکنند که شبها برای جمعآوری اشیاء به سطح زمین میآیند. مردم شهر از این موجودات میترسند و آرشیبالد اسنچر، شکارچی ترولها، با تبلیغات دروغین خود این ترس را تشدید میکند تا بتواند آنها را نابود کند و شهر را تحت کنترل بگیرد. اما حقیقت این است که ترولهای جعبهای موجوداتی مهربان و بیآزار هستند که یک پسر یتیم به نام تخممرغ را بزرگ کردهاند. زمانی که اسنچر نقشه شوم خود را برای نابودی کامل ترولها عملی میکند، تخممرغ و دوستان جدیدش، وینی و پدرش لرد پورتلی-ریند، باید شجاعت به خرج دهند و حقیقت را برملا کنند تا خانواده جدید تخممرغ را نجات دهند. این انیمیشن استاپ موشن محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی گراهام آنابل و آنتونی استاچی، با صداپیشگی بازیگرانی چون بن کینگزلی، آیزاک هامپستد-رایت و الا فانینگ است.
خلاصه داستان: فیلم مستند "رژه پنگوئنها" (۲۰۰۵) به کارگردانی لوک ژاکه، داستان مهاجرت حماسی پنگوئنهای امپراتور در قطب جنوب را روایت میکند. این فیلم با روایتگری مورگان فریمن، سفر خارقالعاده این پرندگان را به تصویر میکشد که هر سال برای جفتیابی، تولیدمثل و پرورش جوجههایشان، مسافتهای طولانی و خطرناکی را طی میکنند. پنگوئنها در سرمای کشنده و شرایط سخت قطب جنوب، با شجاعت و فداکاری به زندگی ادامه میدهند و داستانی از عشق، ایثار و بقا را خلق میکنند. این مستند زیبا و تأثیرگذار، بیننده را با دنیای شگفتانگیز این موجودات آشنا کرده و احترام عمیقی برای مبارزه آنها برای زندگی ایجاد میکند.
خلاصه داستان: «عروسی پر دردسر» (The Last Bridesmaid) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی کریستینا اِسپایسی، داستان زنی به نام جین را روایت میکند که در آستانه سی سالگی، هنوز مجرد است و به نظر میرسد تنها مهارتش شرکت در مراسم عروسی دیگران به عنوان ساقدوش است. زمانی که بهترین دوستش، لیزا، از او میخواهد که برای چهاردهمین بار در زندگیاش ساقدوش شود، جین با این چالش روبرو میشود که آیا میتواند در نهایت نقش اصلی زندگی خودش را پیدا کند یا خیر. در این مسیر، او با مردی به نام لوک آشنا میشود که به نظر میرسد میتواند همه چیز را تغییر دهد، اما ماجراهای عروسی و درگیریهای خانوادگی، مسیر عشق را برای او دشوار میکنند. این فیلم کمدی-رمانتیک با بازی الکساندرا پالادینو، چاد مایکل کالینز و جسیکا موریس، داستانی طنزآمیز و در عین حال احساسی از خودشناسی و عشق را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «تفنگ دست چپ» (The Left Handed Gun) محصول سال ۱۹۵۸ به کارگردانی آرتور پن، روایتگر زندگی بیلی د کید (با بازی پل نیومن)، تیرانداز چپدستی افسانهای غرب وحشی است. این فیلم که بر اساس نمایشنامه تلویزیونی گور ویدال ساخته شده، داستان شکلگیری و سقوط این چهره تاریخی را به تصویر میکشد. پس از آنکه جانش، مردی مهربان به نام مک اندروز، توسط یک گلهدار ثروتمند به قتل میرسد، بیلی جوان سوگند انتقام میخورد. او به همراه دو دوست خود، تام فولتون و چارلی بودر، دست به اعمال خشونتآمیزی میزند و به یک یاغی تحت تعقیب تبدیل میشود. در این میان، پات گرت (با بازی جان دکستر)، دوست سابق بیلی، به عنوان کلانتر جدید منصوب میشود و مجبور به رویارویی با او میگردد. فیلم با نگاهی روانشناختی و مدرن به اسطوره غرب، شخصیت بیلی را نه به عنوان یک قهرمان، بلکه به عنوان انسانی آسیبپذیر و درگیر با هویت خود به تصویر میکشد و داستانی تراژیک از خشونت، دوستی و سرنوشت را روایت میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «حالا منو میبینی 2» (Now You See Me 2) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جان ام. چو، ادامه ماجراجویی گروه جادوگران حرفهای معروف به «چهار سوارکار» است. ایسیز (جسی آیزنبرگ)، دنی (دیو فرانکو)، جک وایلدر (وودی هارلسون) و لولا (لیززی کپلن) پس از افشاگری علیه شرکت بیمه ثورساید، به زندگی مخفیانه روی آوردهاند. اما هنگامی که آنها توسط یک هکر نابغه جوان به نام والتر مابری (دنیل ردکلیف) فریب میخورند، درگیر یک مأموریت خطرناک برای سرقت یک تراشه رمزگشایی فوقمحرمانه میشوند. آنها باید در مقابل یک شرکت فناوری قدرتمند و رهبر مرموز آن بایستند و در این راه از مهارتهای جادویی خود برای فریب و بقا استفاده کنند. در این میان، تادلی (مارک رافلو) و دایلن رودز (مارک رافلو) نیز نقش مهمی در این توطئه پیچیده بازی میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «وقتی پدر در مأموریت بود» (۱۹۸۵) به کارگردانی امیر کوستوریتسا، داستان خانوادهای را در یوگسلاوی دهه ۱۹۵۰ روایت میکند. مالک (میکی مانویلوویچ)، پدر خانواده، به دلیل یک شوخی بیمورد سیاسی به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشود. همسرش، سنحا (میرا فورلان)، برای حفظ خانواده تلاش میکند و پسر کوچکشان، مالک، شاهد تمام این اتفاقات است. این فیلم که برنده نخل طلای کن شد، با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، زندگی در دوران استالینیسم را به تصویر میکشد و تأثیر آن را بر روابط خانوادگی و اجتماعی بررسی میکند.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، زمین به مکانی غیرقابل سکونت تبدیل شده و انسانها برای بقا به سیارههای دیگر کوچ کردهاند. کاترینا، یکی از ساکنان کلونی انسانی در سیاره کپلر-۲۰۹، با زندگی سخت و پرتلاش خود در محیطی خشن و بیرحم روبرو است. او که به تازگی شوهرش را از دست داده، باید به تنهایی از دو فرزندش محافظت کند. زمانی که سیگنالهای مرموزی از زمین به دست میرسد که نشاندهنده امکان بازگشت به سیاره مادری است، امید تازهای در دل ساکنان کلونی زنده میشود. اما کاترینا به زودی متوجه میشود که این سیگنالها ممکن است بخشی از یک توطئه بزرگتر باشند و حقیقت پشت پرده این پیامها، آینده کلونی و خانوادهاش را به خطر بیندازد. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی تیم فیلبک و با بازی نورا آریزنر، ایان گلن و سارا-سوفی بوسینا، داستانی مهیج از فداکاری، امید و مبارزه برای بقا را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک افسر سرویس امنیت ملی آلمان شرقی به نام گئورگ درایمن در سال ۱۹۸۴ مأمور میشود تا نویسندهای مشهور به نام گئورگ درایمن را تحت نظر بگیرد. اما او به تدریج مجذوب زندگی این نویسنده و همسرش میشود و در نهایت باید بین وظیفهاش و وجدان انسانیاش یکی را انتخاب کند. این فیلم تحسینشده به کارگردانی فلوریان هنکل فون دونرسمارک و با بازی اولریش موهه، سباستین کخ و مارتینا گدک، تصویری قدرتمند و تکاندهنده از نظارت و کنترل حکومت توتالیتر بر زندگی افراد ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک گروه غواص حرفهای به رهبری جیم وارویک (با بازی کول هاوزر) در جریان یک مأموریت نجات در اعماق غاری مرموز در تایلند گرفتار میشوند. زمانی که سیل ناگهانی مسیر خروج را مسدود میکند، این تیم نجات خود به گروهی نیازمند نجات تبدیل میشود. در حالی که سطح آب به سرعت در حال بالا آمدن است و ذخیره اکسیژن آنها رو به اتمام است، آنها باید برای بقای خود در تاریکی مطلق و راههای پرپیچوخم غار بجنگند. ران هاوارد در سال ۲۰۰۵ این فیلم هیجانانگیز را با بازیگرانی چون پپر پرابو، موریس چستنات و ریس ویترسپون کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «مرثیه» (Elegy) محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی ایزابل کوشت و با بازی بن کینگزلی و پنهلوپه کروز، اقتباسی از رمان «The Dying Animal» اثر فیلیپ راث است. این فیلم داستان دیوید کپش، استاد دانشگاه میانسال و منتقد فرهنگی سرشناسی را روایت میکند که در زندگی خود همواره به دنبال روابط کوتاهمدت و بدون تعهد بوده است. اما زمانی که با کنسوئلا کاستیو، دانشجوی جوان و بسیار زیبای کوباییتبار آشنا میشود، زندگی او دگرگون میشود. کنسوئلا که از نظر فکری و شخصیتی بسیار پخته است، توجه دیوید را به خود جلب میکند و او که برای اولین بار در زندگی خود دچار عشقی عمیق و واقعی شده، با احساساتی همچون حسادت، مالکیت و ترس از دست دادن مواجه میشود. این رابطه که با تفاوت سنی چشمگیر و پیچیدگیهای عاطفی همراه است، دیوید را به بازنگری در زندگی گذشته و ارزشهایش وادار میکند و او را با واقعیتهایی درباره عشق، زیبایی، مرگ و وابستگی روبرو میسازد.