خلاصه داستان: فیلیکس آنگر و اسکار مدیسون، دو دوست قدیمی هستند که پس از جدایی همسرانشان، تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند. اما تفاوتهای فاحش شخصیتی آنها، فیلیکس وسواسی و نظیف و اسکار شلخته و بیخیال، باعث ایجاد کشمکشهای طنزآمیز و موقعیتهای خندهداری میشود که زندگی مشترک آنها را به آشوب میکشاند.
خلاصه داستان: داستان عاشقانهای در سال ۱۹۴۰ در کارولینای جنوبی رخ میدهد که پیرمردی به نام دوک، داستان عشق پرشور و ممنوعه بین دختری از خانوادهای ثروتمند به نام الی همیلتون و پسری فقیر به نام نوآ کالهان را برای بیماری آلزایمر داستانگویی میکند. این داستان که در تابستانی به یاد ماندنی روایت میشود، ماجراهای عشق آنها، جداییشان به دلیل اختلاف طبقاتی و جنگ جهانی دوم، و بازگشت دوبارهشان به یکدیگر را در سالهای بعد دنبال میکند و در نهایت مشخص میشود که دوک همان نوآ پیر است و داستان را برای الی پیر میخواند که حافظهاش را از دست داده است.
خلاصه داستان: فیلم داستان یک پرستار جوان به نام گابریل ون دِ مالدِر را روایت میکند که با ایمانی راسخ و عشق به خدمت، به صلیب سرخ میپیوندد و در بیمارستانی در بلژیک مشغول به کار میشود. او که در این مسیر با چالشهای فراوانی از جمله فشارهای روحی و عاطفی روبرو میشود، برای انجام مأموریتی خطیر به یک تیمارستان در کنگو اعزام میشود. در آنجا، او نه تنها با بیماریهای عجیب و غریب و شرایط سخت محیطی دست و پنجه نرم میکند، بلکه درگیر مسائل سیاسی و استعماری آفریقا نیز میشود. گابریل در این مسیر پر فراز و نشیب، با دکتری به نام فورچن مواجه میشود که ایمان او را به چالش میکشد و عشقی را در دلش زنده میکند که با نذرهایش در تضاد است. او باید بین وفاداری به عهدی که بسته و دنبال کردن قلبش یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم «دنیای نو» (The New World) به کارگردانی ترنس مالیک، یک بازگویی شاعرانه و تاثیرگذار از داستان عاشقانه جان اسمیت و پوکاهونتاس در آغاز قرن هفدهم است که به زیبایی تقابل میان فرهنگهای بومی آمریکا و استعمارگران اروپایی را به تصویر میکشد. این فیلم که در سال 2005 ساخته شده، با رویکردی هنری و طبیعتگرایانه، لحظات اولیه تأسیس جیمزتاون و رابطه عاشقانه و تاثیرگذار بین یک سرباز انگلیسی و دختر رئیس قبیله پاوهاتان را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم The Nice Guys در سال 2016 داستان دو کاراگاه خصوصی به نامهای هالی و مارکوس را روایت میکند که در لس آنجلس دهه ۱۹۷۰ درگیر یک پرونده قتل مرموز میشوند. این دو که از نظر شخصیتی کاملاً متضاد هستند، با ترکیبی از خشونت و کمدی، تلاش میکنند تا حقیقت را کشف کنند و در این مسیر با مافیا، سیاستمداران فاسد و توطئههای پیچیده روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلیپ مارلو، کارآگاه خصوصی خسته و تلخکام، در جستجوی یک بازیگر زن گمشده به نام کریستینا ریگز وارد یک پرونده پیچیده میشود. او در این مسیر با زنی جوان به نام آن هالی که به دنبال پدر گمشدهاش است، همراه میشود. در حالی که تلاش میکنند حقیقت را کشف کنند، با شبکهای از دروغ، فساد و قدرت در سطوح بالای شهر روبرو میشوند که زندگی هر دو را در معرض خطر مرگ قرار میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال 2016، فیلم «شیطان نئونی» داستان یک مدل جوان و زیبا به نام جس را روایت میکند که برای پیشرفت در صنعت مدلینگ لس آنجلس به رقابتی بیرحمانه وارد میشود. جس به سرعت توسط دنیای پر زرق و برق و در عین حال خالی از احساسات مد جذب میشود، ایجاد رقابت شدید و حسادت در بین رقبایش باعث میشود تا مرزهای واقعیت و توهم به تدریج محو شوند و او را به سمت یک سفر روانی و تاریک سوق دهند.
خلاصه داستان: فیلم The Nest (2020) داستان روری (با بازی جود لا) و الیسون (با بازی کریستین دانست) را روایت میکند که به همراه دو فرزندشان از آمریکا به عمارت اشرافی در حومه انگلستان نقل مکان میکنند. این خانه که به «لانه» معروف است، در ظاهر رویایی اما در واقعیت مکانی سرد و پرتنش است. با گذشت زمان، این عمارت تاریخی به تدریج روابط آنها را تحت فشار قرار داده و تهدید به نابودی آنها میکند.
خلاصه داستان: دیبی کوپر نام مستعار مردی ناشناس است که در ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱، یک هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ متعلق به خطوط هوایی نورتوست را در مسیر پورتلند به سیاتل ربود. او با ادعای داشتن بمب، ۲۰۰ هزار دلار باج و چتر نجات خواست و پس از دریافت پول و رها کردن مسافران، با هواپیما به سمت نامعلومی پرواز کرد و برای همیشه ناپدید شد. این پرونده تنها پرونده حلنشده آدمربایی هواپیما در تاریخ ایالات متحده است و تا به امروز هیچکس نتوانسته هویت واقعی او را کشف کند، اگرچه بخشی از پولهای باج شمارهسریالدار در سال ۱۹۸۰ در نزدیکی رودخانه کلمبیا پیدا شد.
خلاصه داستان: پس از اخراج پرستار بچه قبلی، دختر جوانی به نام آنی به عنوان پرستار بچه خانوادهای ثروتمند در نیویورک استخدام میشود. او به سرعت درگیر زندگی لوکس و پر از تجملات آنها میشود، اما خیلی زود متوجه میشود که والدین کودک، به ویژه مادر خانواده، او را نادیده میگیرند و تنها به چشم یک خدمتکار به او نگاه میکنند. آنی در این میان با مشکلات عاطفی و اخلاقی متعددی دست و پنجه نرم میکند و باید بین وفاداری به کارفرمایانش و حفظ ارزشهای خود تصمیمگیری کند.