خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۰، مجموعه تلویزیونی «بربرها» (Barbarians) داستان سه جنگجوی ژرمنی به نامهای آرینیوس، فلیکس و واله را روایت میکند که در آستانه نبرد تیوتوبورگ در سال ۹ میلادی، زندگی میکنند. این سه نفر در حالی که بین وفاداری به قبیله خود و اتحاد با امپراتوری روم سرگردان هستند، با فشارهای سیاسی، عاطفی و نظامی روبرو میشوند. آرینیوس، که به عنوان یک رومی بزرگ شده، باید بین دو دنیای متضاد یکی را انتخاب کند، در حالی که فلیکس و واله به دنبال انتقام و بقا هستند. این مجموعه با تمرکز بر درگیریهای داخلی قبایل ژرمنی و تاکتیکهای نظامی روم، تصویری خشن و واقعگرایانه از دوران پیش از نبرد تیوتوبورگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال 1937، فیلم "کاپیتانهای دلیر" داستان پسری جوان به نام هاروی شانک را روایت میکند که در حین سفر دریایی با کشتی تفریحی خانوادهاش، به طور اتفاقی به دریا میافتد و توسط یک قایق ماهیگیری به نام "پیتر فان" نجات داده میشود. او با خدمه سختکوش و رهبر آن، ماهیگیر پرتغالی مانوئل، همراه میشود و در طول سفر، درسهای ارزشمندی درباره مسئولیت، کار و ارزش واقعی زندگی میآموزد. این ماجراجویی دریایی، پسری نازپرورده را به مردی بالغ و مسئولیتپذیر تبدیل میکند.
خلاصه داستان: داستان اسباببازی، پویانمایی کامپیوتری محبوب دیزنی و پیکسار است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. این فیلم داستان وودی، عروسک گاوچران را روایت میکند که اسباببازی محبوب اندی، پسر جوان، است. اما وقتی اندی یک اسباببازی جدید به نام باز لایتیر، فضانورد پر از اعتماد به نفس، دریافت میکند، وودی احساس میکند جایگاهش در خطر است. رقابت بین وودی و باز باعث میشود آنها بهطور ناخواسته در دنیای بیرون گم شده و در کنار هم با چالشهایی مثل یک همسایه خشن به نام سید و یک سگ بازیگوش روبرو شوند. در طول این ماجراجویی، وودی و باز یاد میگیرند که دوستی و همکاری چقدر میتواند قوی باشد و در نهایت با کمک هم به خانه بازمیگردند.
خلاصه داستان: تیم فریمکر، مهندس کامپیوتر و مبتکر، با اشتیاقی شدید به نقاشیهای یوهانس وریمر، نقاش هلندی قرن هفدهم، به دنبال راز تکنیک نقاشیهای او میرود. او با استفاده از دانش مهندسی خود، یک دستگاه پیچیده مکانیکی به نام «وریمر» میسازد که با استفاده از آینهها و لنزها، نور را به گونهای هدایت میکند که به نقاش اجازه میدهد تا با دقتی شگفتانگیز، جزئیات نور و سایه در آثار وریمر را بازسازی کند. این دستگاه، تلاشی جسورانه برای حل یکی از بزرگترین اسرار تاریخ هنر است.
خلاصه داستان: داستان فیلم "تو مرا با آلوها پیدا کردی" در سال 2015 روایت میشود و داستان دو خلبان زن را دنبال میکند که در یک خط هوایی کوچک در هاوایی کار میکنند. یکی از آنها، پایپر سالیوان، که به تازگی از یک رابطه طولانی مدت جدا شده است، با خلبان دیگری به نام کایل کالینز آشنا میشود. این آشنایی به سرعت به یک رقابت حرفهای و در عین حال جذابیت عاطفی تبدیل میشود، زیرا هر دو برای کسب موقعیت بهتر در شرکت با هم رقابت میکنند. در طول این مسیر، آنها با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو میشوند و در نهایت درمییابند که عشق واقعی میتواند در غیرمنتظرهترین مکانها، حتی در آسمانهای هاوایی، شکوفا شود.
خلاصه داستان: یک زن به نام الکس که در یک رابطه سمی با مردی به نام آدام گیر کرده است، در طول زندگی خود بارها و بارها به گذشته باز میگردد تا همان اشتباهات را تکرار کند و سعی کند عشق واقعی را پیدا کند، اما هر بار با موانع و مشکلات جدیدی روبرو میشود. او در طول این سفرهای زمانی، با نسخههای مختلفی از خود و عشقهای گذشته مواجه میشود و در نهایت میآموزد که برای تغییر سرنوشت خود، باید از الگوهای تکراری فاصله بگیرد و انتخابهای جدیدی انجام دهد.
خلاصه داستان: یوگا هوزرز (Yoga Hosers) یک فیلم کمدی-ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی کوین اسمیت است. داستان حول دو دختر نوجوان به نامهای کالی و کالی میگذرد که در یک فروشگاه مواد غذایی هندی کار میکنند. آنها به طور ناگهانی با یک ارتش از موجودات کوچک و شیطانی به نام "براتواگنها" (Bratwursts) مواجه میشوند که از زیر زمین بیرون میآیند و قصد دارند جهان را تسخیر کنند. این دو دوست، با کمک یک محقق عجیب و غریب به نام "کالیگاری" و یک پلیس خسته، باید برای نجات شهرشان و جلوگیری از آخرالزمان براتواگنها بجنگند. فیلم با ترکیبی از طنز، اکشن و عناصر فانتزی، داستانی سرگرمکننده و غیرمعمول را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم وی.آی.پی (V.I.P.) در سال ۲۰۱۷ به کارگردانی پارک هون-جونگ ساخته شد. داستان حول محور یک قاتل سریالی معروف به «وی.آی.پی» میچرخد که پسر یک مقام بلندپایه کره شمالی است و به دلیل پناهندگی به کره جنوبی، تحت حمایت ویژه قرار میگیرد. این قاتل با استفاده از موقعیت مصونیت خود، جنایات هولناکی را در کره جنوبی مرتکب میشود و سه کارآگاه از کره جنوبی، کره شمالی و اینترپل را درگیر یک تحقیق پیچیده و خطرناک میکند. این فیلم یک اثر هیجانانگیز و انتقادی است که به موضوعاتی مانند فساد، سیاست و عدالت میپردازد.
خلاصه داستان: روز آموزش (Training Day) داستان یک افسر پلیس جوان به نام جیک هویت را روایت میکند که در اولین روز کاری خود در واحد مبارزه با مواد مخدر لسآنجلس، توسط کارآگاه باسابقه و بیرحمی به نام آلونسو هریس آموزش میبیند. در طول روز، جیک به تدریج متوجه میشود که هریس از قدرت خود سوء استفاده میکند و در فعالیتهای غیرقانونی و خشونتآمیز دست دارد. این روز آموزشی به یک نبرد مرگبار تبدیل میشود که در آن جیک باید بین وفاداری به همکارش و اخلاق حرفهای خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: یک دختر جوان به نام وایشا با یک معضل عجیب متولد میشود: چشم راستش آینده را میبیند و چشم چپش گذشته را. این شرایط باعث میشود او نتواند لحظه حال را تجربه کند و در دنیایی از خاطرات و پیشبینیها گرفتار شود. داستان فیلم کوتاه «بینایی وایشا» به کارگردانی تئودور اوسیپوف به بررسی عمیق این مفهوم فلسفی میپردازد که چگونه درک ما از زمان و واقعیت میتواند بر هویت و تجربهی زندگی ما تأثیر بگذارد.