خلاصه داستان: فیرات، بازپرسی موفق است که حافظه اش را از دست داده است. او متهم به قتل همسر و دخترش می شود و باید از زندان فرار کند تا حقیقت را آشکار کند.
خلاصه داستان: ومین جون، یک شخصیت تاریخی با قدرتهای خارق العاده است که در دوره چوسان قدیم به کره زمین میآید و برای تحقیقاتش در آنجا، با اتفاقاتی مواجه میشود که نمیتواند به سیاره خودش بازگردد.
از آن زمان تا به حال، دومین جون شغلهای مختلفی داشته است و با تیپهای مختلف در دورههای تاریخی مختلف ظاهر شده است، اما به دلیل قابلیت خاصی که دارد، پیر نشده و همچنان به صورت یک جوان با تیپ جدیدی در دورهی فعلی ظاهر میشود. دومین جون قادر به سرعت زیاد، شنوایی و بینایی خارق العاده، قدرت بدنی بالا و همچنین مهارتهای ماوراء الطبیعه است.
تنها دوست دومین جون، یک وکیل است که چندین سال پیش با او در دوره جوانی آشنا شده و تنها کسی است که میداند دومین جون کیست و چرا پیر نمیشود. البته خیلی جالب است که این آقا بزرگسال به نظر میرسد، در حالی که دومین جون به صورت یک جوان حدود ۳۰ ساله است.
این دوست وکیل، به دومین جون در کارهایش کمک کرده و بارها گواهی جعلی مرگ و هویتهای جدید برای او درست کرده است. داستان از جایی شروع میشود که دومین جون متوجه میشود که تا ۳ ماه دیگر میتواند به سیاره خود بازگردد و برای این منظور، شروع به درست کردن کارهای خود میکند.
خلاصه داستان: بایرد و بچه های نوجوانش شارلوت و جونا خانواده ای معمولی هستند که اهداف معمولی ای نیز در زندگی خود دارند. البته در این وسط یک چیز معمولی به نظر نمی رسد و آن هم شغل مارتی می باشد، او که یک مشاور مالی در شیکاگو می باشد که با دومین کارتل بزرگ مواد مخدر مکزیکی نیز در ارتباط می باشد. وقتی که اوضاع کمی به هم می ریزد او مجبور می شود تا خانواده ی خود را برداشته و از آسمان خراش های شیکاگو به اطراف دریاچه ای در میسوری نقل مکان کند.
خلاصه داستان: داستان سریال فرزندان آدم حول محور خیر و شر می چرخد و با موضوعات متعددی مثل جنگ مافیایی، مواد مخدر، فساد و قوه قضاییه درگیر است.
قاضی دیما (با بازی ماغی بو غصن) همسر غسان (با بازی مکسیم خلیل) می باشد.
غسان که یک مجری برنامه است و در برنامه اش در مورد مسائل جهان صحبت می کند.
اما غسان در حقیقت یک فرصت طلب است و رفتار او برعکس گفته هایش در تلویزیون است.
مایا (با بازی دانییلا رحمه) نیز با غسان همکاری می کند.
خلاصه داستان: دایانا بیشاپ (ترزا پالمر) یک مورخ و البته جادوگر است که به طور اتفاقی به نسخه خطی کتاب سحر شده اَشمول 782 که همه موجودات ماورایی به دنبال آن هستن دسترسی پیدا میکند و تلاش دارد تا معماهای آن را حل کند. فردی مرموز به نام متیو کلیرمونت (متیو گود) به او پیشنهاد کمک میدهد اما دایانا بزودی میفهمد که متیو یک ومپایر است و جادوگران نباید به ومپایرها اعتماد کنند.
خلاصه داستان: >چیرو مهمترین مهرهی دارودستهی پیترو ساواستانو است. مسئولیت چیرو این است که سالواتوره کنته، رئیس طائفهی حریف و باعث و بانی خراب شدن معاملههای خانوادهی ساواستانو، را بترساند. حملهی خاندان ساواستانو با واکنش خشنی رو به رو میشود و منجر میگردد به شروع یک جنگ خونین بین دو طائفه. پیترو به آدمهایش دستور مقابلهی رو در رو میدهد تا کنته و زیردستانش را از کمین بیرون بکشد و کارشان را تمام کند. در پی این درگیری وحشیانه، چند تن از بهترین آدمهای هر دو طائفه جان خود را از دست میدهند. با این حال، ساواستانو از نشان دادن سلطهی خود راضی است. در همین حال، جنی که تنها فرزند و وارث پیترو است و از نظر پدرش هنوز آمادگی ندارد و از میدان به دور نگه داشته میشود، ناخواسته طی گفت و گو با دختری در دیسکو باعث خشم پاریزی میشود که پسر جوان عضو یکی از خانوادههای منطقه است.
خلاصه داستان: سریال قیزیم یا دخترم داستان پدر و دخترش است. داستان کف و سقف فداکاریهای یک پدر برای دخترش است. دمیر گؤک تورک که سالها پیش سئوگلی خودش را ترک کرده، متوجه حامله بودن وی نشده است. اؤیکو متولد می شود و مادرش او را به خاله اش می سپارد. اویکو مبتلا به بیماری فراموشی شده است و خاله از ترس عدم توانایی کافی در نگهداری وی، روزی او را تنها گذاشته و با نشانی پدرش روی یک کاغذ ترک می کند. از طرف دیگر دمیر گوک تورک در جریان یک بزه دستگیر شده و باید دوران حبس خود را بگذراند که هویدا شدن اؤیکو در زندگی اش جریان را برمی گرداند. دمیر در ابتدا باور نمی کند که اویکو دخترش باشد و تنها بعنوان فرصتی برای رهایی از زندان از وجود او استفاده می کند ولی داستان پیچ می خورد و مسائل تازه ای با خود بهمراه می آورد. او در جریان تازه زندگی اش با دختری بنام جاندان آشنا شده و عاشق وی می شود و از سویی بعد از درگیریهای طولانی درون خود، برای فراهم آوردن زندگی بهتری برای دخترش همواره در تکاپوست.
خلاصه داستان: لیو لینگ شاهزاده سلطهگر با رزمیکار سرد و ماهر “شن یان” آشنا میشود. آنها با هم سفری را آغاز میکنند که اتفاقات داستان را برایشان رقم میزند. .
خلاصه داستان: داستان این مینی سریال در مورد زنی متاهل و دارای دو فرزند بزرگ به نام ایوان کارمایکل (امیلی واتسون) می باشد که از زندگی معمولی خود در حومه شهر رضایت دارد. اما جهان او هنگامی به هرج و مرج کشیده می شود که با یک غریبه کاریزماتیک (بن چاپلین) آشنا می شود...