خلاصه داستان: "میتونیم عاشق بشیم؟" داستان سه زن توی دهه سیسالگیشون رو روایت میکنه: جونگ وان، یه مادر مطلقه که دنبال تعادل بین کار و زندگیه، سون می، یه معلم که از عشق ناامید شده، و کیونگ سو، یه نویسنده که با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکنه. این سه دوست با چالشهای عشق، خیانت و دوستی روبهرو میشن و سعی میکنن دوباره به زندگیشون معنا بدن.
خلاصه داستان: "میتونیم ازدواج کنیم؟" داستان هه یون و جونگ هون رو روایت میکنه، یه زوج که بعد از دو سال رابطه، تصمیم به ازدواج میگیرن. اما وقتی خانوادهها و دوستاشون وارد ماجرا میشن، با مشکلات و اختلافات زیادی روبهرو میشن. از مادر سختگیر هه یون گرفته تا رازهای پنهان جونگ هون، این سریال نشون میده که عشق برای ازدواج کافی نیست و باید از موانع زیادی رد بشن.
خلاصه داستان: "کافه مینامدانگ" داستان نام هان جون رو روایت میکنه، یه کارآگاه سابق که حالا یه فالگیر کلاهبرداره و توی کافه مینامدانگ با دوستاش کار میکنه. اون با استفاده از هوش و مهارتهاش، مشکلات مردم رو حل میکنه و پول درمیاره. وقتی با هان جه هی، یه کارآگاه جدی، روبهرو میشه، این دو توی یه پرونده قتل مرموز با هم همکاری میکنن و کمکم رازهای گذشتهشون رو میشه.
خلاصه داستان: "شعلههای سوزان" داستان وو گنگ رو روایت میکنه، یه شاهزاده از قبیله انسانها که بعد از نابودی خانوادش توسط خدایان، به بردگی میافته. اون با قدرت اراده و کمک دوستای وفادارش، از جمله آسین، یه جنگجوی مرموز، قیام میکنه تا انتقام بگیره و دنیای پر از ظلم رو تغییر بده. این سفر پر از نبردهای حماسی و فداکاریه.
خلاصه داستان: "سفر پارچه ابریشمی" داستان خانوادهای رو روایت میکنه که توی صنعت پارچهبافی ابریشم توی چین باستان کار میکنن. ژانگ یوئر، یه دختر جوون بااستعداد، بعد از مرگ پدرش مجبور میشه کارگاه خانوادگی رو نجات بده. اون با لی یونگ، یه تاجر مرموز، همکاری میکنه و توی این مسیر با عشق، خیانت و رقابتهای تجاری روبهرو میشه.
خلاصه داستان: "بیارش جلو، روح" داستان پارک بونگ پال رو روایت میکنه، یه دانشجوی جوون که میتونه ارواح رو ببینه و برای پول درآوردن اونا رو شکار میکنه. اون با کیم هیون جی، یه روح سرگردون که موقع مرگش دانشآموز بوده، روبهرو میشه. این دو با هم شروع به حل راز مرگ هیون جی میکنن و توی این مسیر با یه استاد مرموز و ارواح خطرناک روبهرو میشن.
خلاصه داستان: "میراث درخشان" داستان بو یونگ بائه رو روایت میکنه، یه مرد ۸۰ ساله ثروتمند که صاحب یه رستوران معروف رشتهفرنگیه. وقتی خانوادش بخاطر پول باهاش بد میشن، تصمیم میگیره با گوك سو جانگ، یه زن جوون مهربون، یه ازدواج صوری کنه تا وارثش بشه. این نقشه ساده کمکم به یه رابطه واقعی تبدیل میشه و زندگی هر دو رو عوض میکنه.
خلاصه داستان: "دختران درخشان" داستان پنج زن جوون رو روایت میکنه که توی شهر بزرگ شانگهای زندگی میکنن و با رویاهاشون، عشق و مشکلات روزمره دستوپنجه نرم میکنن. دای شی شی، یه کارمند ساده، ون رو شوی، یه وبلاگنویس معروف، و سه دوست دیگهشون با وجود تفاوتهاشون، توی خونهای مشترک زندگی میکنن و به هم کمک میکنن تا زندگی ایدهآلشون رو پیدا کنن.
خلاصه داستان: "نفس سرنوشت" داستان یه گروه پزشکی رو روایت میکنه که برای کمک به یه جزیره دورافتاده بعد از فوران آتشفشان میرن. لیو لیانگ، جراح ماهر اما سرد، و جو یینگ، دکتری پرشور، توی این ماموریت با هم کار میکنن. اونها با مشکلات طبیعی و انسانی روبهرو میشن و توی این مسیر، گذشته مشترکشون رو میکنن و عشق بینشون دوباره زنده میشه.
خلاصه داستان: "مهلت جدایی، یک هفته" داستان پارک گا رام رو روایت میکنه که بعد از یه تصادف عجیب، از یه موجود مرموز یه پیام میگیره: اگه توی یه هفته با دوستپسرش، کیم سون جه، به هم نزنه، میمیره. گا رام که نمیخواد عشقش رو از دست بده، با این حال مجبوره برای نجات جونش تصمیم سختی بگیره و توی این مدت کوتاه، رابطهشون پر از احساسات و تنش میشه.